تبليغاتX
رياضي
رياضي
نمایه ی فعالیتهای گروه رياضي سازمان آموزش و پرورش شهرستانهاي استان تهران
یک مساله قدیمی

دو عرب با هم مسافرت ميكردند يكي از انها 5 قرص نان و ديگري 3 قرص نان باخود داشت. عرب سومي به انها پيوست .شب شد و همه با هم 8 قرص نان را خوردند.عرب سوم 8 درهم به آن دو عرب ديگر داد كه بر سر تقسيم آن بين اين دو اختلاف افتاد.آن كه 5 قرص نان داده بود مي گفت تقسيم بايد به نسبت 5 به 3 انجام گيرد
و ديگري مي گفت بايد8 در هم به تساوی بین آنها تقسیم شود.اختلافشان بالا گرفت 
و سرانجام از حضرت علي (ع) داوري خواستند .ان حضرت 7 درهم را حق صاحب 5 قرص نان و1 درهم را حق صاحب 3 قرص نان دانست!!!
به نظر شما داوري حضرت بر چه مبنایی بوده است؟


پاسخ:


باید معلوم شود كه عرب ميهمان چقدر نان خورده و از انچه خورده چه مقدارش از سهم هر يك از دو عرب بوده است .چون 8 قرص نان را سه نفر به تساوي خورده اند پس هر كدام هشت سوم قرص نان را خوره اند.

ان كه 5 قرص نان داشته هشت سوم انها را خودش خورده است و هفت سوم انها را عرب میهمان خورده است و ديگري كه 3 قرص نان داشته هشت سوم انها راخودش خورده و تنها يك سوم انها را به عرب سوم داده است.

بنابراين 8 درهم بايد به نسبت هفت چهارم و يك چهارم تقسيم شود كه سهم اولي 7 درهم وسهم دومي 1 درهم است
.

|+| نوشته شده توسط گروه رياضي سازمان آ پ شهرستانهاي تهران در چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386 ساعت 15:37 |

خواب رياضی
  

باز هم خواب رياضي ديده ام            خواب خط هاي موازي ديده ام 

خواب ديدم مي جوم اِيگرگ زِگوند    خنجر ديفرانسيل هم گشته کند   

دامن هر اتحادي مي د رَم                از سر هر جايگشتي مي پرم

دست وپاي بازه ها رابسته ام           از كمند منحني ها رسته ام

گوش هر ايگرگ وشي را مي جوم     شيب هر خط را به تندي مي دوم

   گاه در زندان قدر مطلقم                 گه اسير زلف حدو مشتقم

با توانها نقطه بازي مي كنم                 گاه خط ها را موازي مي كنم

لشكري تمرين دارم بي شمار               تيغي از فرمول دارم دركنار

ناگهان ديدم توابع مرده اند                    پاره خط ها نقطه ها پژمرده اند

در رياضي بحث انتگرال نيست              صحبت از تبديل وراديكال نيست

كاروان جذر ها كوچيده است             استخوان كسر ها پوسيده است

از لُگ وبسط و نِپر آثار نيست                ردپايي از خط و بردار نيست

هيچ كس را زين مصيبت غم نبود            صفر صفرُم هم دگر ميهم نبود

آري آري خواب افسون مي كند             عقده را از سينه بيرون مي كند

مردم از اين ايكس وايگرگ داد داد             روز هاي بي رياضي ياد باد

|+| نوشته شده توسط گروه رياضي سازمان آ پ شهرستانهاي تهران در چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386 ساعت 15:34 |

زيبايي رياضي

|+| نوشته شده توسط گروه رياضي سازمان آ پ شهرستانهاي تهران در چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386 ساعت 15:14 |

|+| نوشته شده توسط گروه رياضي سازمان آ پ شهرستانهاي تهران در چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386 ساعت 15:9 |

كتابهاي رياضي
اول ابتدایی
دوم ابتدایی
سوم ابتدایی
چهارم ابتدایی
پنجم ابتدایی
دوره راهنمایی
اول راهنمایی
دوم راهنمایی
سوم راهنمایی
دوره متوسطه
ریاضیات(۱)
ریاضیات (۲)

هندسه(1)
دریافت فایل

آمار و مدل سازی

جبر و احتمال
دریافت فایل

رياضي سوم انسانی
دریافت فایل

رياضي عمومي 1و2
دریافت فایل

رياضيات گسسته
دریافت فایل

هندسه تحليلي و جبر خطي
دریافت فایل

رباضي پايه
دریافت فایل

حساب ديفرانسيل و انتگرال
دریافت فایل

آموزش هنر حل مسئله
دریافت فایل

|+| نوشته شده توسط گروه رياضي سازمان آ پ شهرستانهاي تهران در چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386 ساعت 14:31 |

|+| نوشته شده توسط گروه رياضي سازمان آ پ شهرستانهاي تهران در چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386 ساعت 14:4 |

عدد اول

 
 
پروفسور ایرانی « سید محمد رضا هاشمی موسوی »
 
 
 فرمولی برای محاسبه ی اعداد اول بدست آورده است.
 
 
 

 

این خبر در سایت ها و وبلاگ های زیر آمده است :

سایت شخصی جناب آقای سید محمد رضا هاشمی موسوی

یاد داشت های یک دبیر ریاضی

هوش مصنوعی ورباتیک

ریاضیات زیباست 2

|+| نوشته شده توسط گروه رياضي سازمان آ پ شهرستانهاي تهران در یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386 ساعت 14:1 |

عاشقي جرم قشنگي است،به انكار مكوش

ای نگاهت نخی از مخمل وازابریشم 

چند وقتي است كه هر شب به تو مي انديشم

شبحي چند شب است آفت جانم شده است

اول نام كسي ورد زبانم شده است

در من انگار يكي در پي انكار من است

يكنفر مثل خودم،عاشق ديدار من است

يكنفر ساده؛چنان ساده كه از سادگيش

ميشود يك شبه پي برد به دلدادگيش

شبحي چند شب است آفت جانم شده است

اول نام كسي ورد زبانم شده است

حتم دارم كه تويي آن شبح آينه پوش

عاشقي جرم قشنگي است،به انكار مكوش...

|+| نوشته شده توسط گروه رياضي سازمان آ پ شهرستانهاي تهران در چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386 ساعت 15:18 |

ملاقات شگفت انگیز با امیرالمومنین (ع)

 

ناشنیده‌ای از ملاقات شگفت انگیز علامه جعفری با امیرالمومنین (ع) (اختصاصی)

دکتر غلامعلی رجایی
درست است که می گویند هر کاری مقدر است در زمان خودش انجام بشود. ماههاست تصمیم داشتم خاطره ای از استاد فرزانه حضرت علامه محمدتقی جعفری تبریزی را که در دیدار اخیر چند ماه پیش از بیت معظم له از فرزند فرهیخته شان آقا علیرضا شنیده بودم برای اطلاع خوانندگان عزیز به قول امروزیها قلمی کنم و اندکی از دینی را که مردم همیشه و همیشه بر امثال این حقیر دارند اداء نمایم تا اینکه این فرصت دست داد و در ماه مبارک رمضان که ماه شهادت علی است این تقدیر رقم خورد !

این خاطره که به ظهور تجلی ولی الله اعظم حضرت امیرالمومنین علی بن ابیطالب (ع) بر جناب علامه حکایت دارد، خاطره ای بسیار شگفت و تکان دهنده است و شاید اگر از کسی جز علامه روایت شده بود باور آن قدری دشوار می نمود از این قرار است:

در صداقت گفتار و روایت مرحوم علامه جعفری هیچگونه تردیدی نیست و هرکس که از نزدیک ایشان را می شناخت و از جمله این کمترین که از سالهای آغازین جنگ تا زمان ارتحالشان توفیق حضور مکرر در محضرشان را داشتم می داند و می دانم که آنچه را می گفت و می نوشت و عمل می کرد، درست همان بود که می اندیشید و بدان اعتقاد داشت و در عمل به آن رسیده بود.

ایشان به یکی از شاگردان نزدیک خویش که از وی خواسته بود تجلی حضرت علی (ع) را در دوران طلبگی در نجف اشرف به خود بیان کند، پس از انقلاب روحی که با شنیدن این نام مبارک به او دست داد، ضمن تایید آن خاطره که در جای خود بسیار شنیدنی است، به ملاقات دوم خود با حضرت امیر (ع) در منزل مسکونی شان در تهران چنین اشاره کردند:

روزی که در کتابخانه منزل مشغول نوشتن یکی از جلدهای شرح و تفسیر نهج البلاغه بودم غرق در نوشتن بودم که ناگهان احساس کردم دستی از پشت سر بر شانه من قرار گرفت و همزمان ظاهراً صدایی شنیدم که به من می فرمود دستتان درد نکند. با اینکه در آن لحظه جز من کسی در کتابخانه نبود، با احساسی که از این حادثه به من دست داد، به پشت سرم برگشتم تا ببینم این دست و صدای کیست؛ ولی وقتی هیچ کس را ندیدم تعجب و حیرت من بیشتر شد. از طرفی چون هیچ شکی در شنیدن صدا و احساس آن دست بر شانه ام نداشتم، با مشاهده این صحنه چنان حال و احساس عجیبی در من به وجود آمد که احساس کردم تا لحظاتی دیگر روح از پیکرم خارج خواهد شد و در آستانه جدایی روح از بدنم هستم.

برای اینکه قدری به حال اولیه بازگردم از جا برخاستم و کتابهایی را که در قفسه نزدیک من بودند، بدون هدف خاصی به زمین ریختم و دوباره در قفسه چیدم تا مگر به حال عادی خود بازگردم؛ ولی آن حسّ هنوز در من بود و مرا رها نمی کرد و بدنم به شکل عادی خود باز نمی گشت. دیگر بار برای بازگشت به وضعیت عادی خود جارو را برداشته و حیاط منزل را جارو کردم تا بلکه قدری آرام شوم؛ ولی تأثیری نداشت و انگار روح من در اثر آن حادثه قصد داشت از بدن خارج شود. ناگهان فکر دیگری به خاطرم رسید که قرآن بخوانم و قدری در مناجات با خدا گریه کنم که این تدبیر کار خود را کرد و وضع جسم من به حال عادی خود بازگشت.

استاد می فرمود در اثر این عنایت حضرت علی (ع) پس از آن به هر کتابی که در باره موضوعی خاص مانند فیزیک، شیمی، تاریخ و ... مراجعه می کنم در کمال حیرت می بینم آن موضوع را بلد هستم و انگار قبلاً آن را خوانده و دانسته ام.

محقق گرامی جناب آقای کریم فیضی که تألیفات ارزشمندی درباره حیات پربار علمی استاد انجام داده است در ص 87 کتاب خود دیدار با علی می نویسد: این خاطره را آقای سیدی از ارادتمندان حضرت استاد در مصاحبه ای که در فروردین ماه سال 1378 با وی انجام داده برای او نقل کرده است.

وقتی این خاطره را از آقا علیرضا یادگار مرحوم استاد شنیدم، به یادم آمد که حضرت ایشان در مجلد یازدهم شرح و تفسیر نهج البلاغه به کرامتی دیگر از تجلی و عنایت حضرت امیر المومنین به خود در این کتاب ارزشمند چنین اشاره می کند که به هنگام نوشتن تفسیر خطبه حالتی در من به وجود آمد که در تفسیر خطبه هفتاد آن حضرت با الفاظ معمول و متداول احساس ناتوانی خاصی می کنم؛ لذا قلم را برای لحظاتی به زمین گذاشتم و به عظمت آن بزرگ مرد مظلومی که پس از پیامبر با عظمت ترین شخصیت بشری در هستی است، اندیشیدم. ناگهان بدون اراده قلم در دست من قرار گرفته و بدون اینکه از خود اختیاری داشته باشم، حضرت سطوری را بدست من بر صفحه کاغذ جاری کردند و ... گوارا باد این تجلّی بر حضرت استاد که با نام علی در بیانات خویش نرد عشق می باخت و در آتش عشق او می گداخت.

اینک که ماه خدا فرا رسیده و المنة لله که در میکده باز شده و حضرت عشق، عشاق خود را به ضیافت خاص خود فراخوانده است تا در این اوقات نورانی جانشان را آکنده از نور کند، از خدا بخواهیم هر که و هر جا و هرچه هستیم به برکت این ماه و شهید آن علی(ع)، خود ما را از ما بگیرد و از آن هیچ باقی نگذارد تا با خروج از این ماه فقط و فقط او را ببینیم و از او بگوئیم و در همه حال او را بجوئیم و همه او شویم و همنوا با هاتف زمزمه کنیم: «که یکی هست و هیچ نیست جز او وحده لا اله الا هو»

بارالها! به حرمت و عظمت و منزلت و شأن امیر المومنین علی در نزد تو، در این ماه، شراب «بی خودی» در کام جان ما بریز و ما را از خود بی خود فرما و در دریای عظمت خودت غرق کن. آمین


منبع خبر: شیعه نیوز

|+| نوشته شده توسط گروه رياضي سازمان آ پ شهرستانهاي تهران در چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386 ساعت 12:28 |

چه جوري بخونم و روزي چه قدر،
خيلي ها برايشان سوال است و پيش خود مي گويند : چه جوري بخونم و روزي چه قدر، چه درسهايي رو مطالعه كنم كه آمادگي براي هر گونه تست و تشريحي رو داشته باشم و از چه کتابهایی استفاده كنم»


اين. سوال ها بهانه بسیار خوبی است که در اینجا به طور مفصل به این پرسشها - که کاملا به حق و مورد نیاز بسیاری از دانش آموزان و حتی دانشجویان است - پاسخ دهیم
-----------------------------------------------------------------

سوال بالا را به دو مرحله تقسیم می کنیم:

(الف) چگونه می توان کتب درسی ریاضی را به طور عمقی مطالعه کرد؟
(ب) چگونه می توان در تست زدن موفق شد؟ آیا واقعاً راه میانبری - همانگونه که بسیاری از موسسات کنکور ادعا می کنند - وجود دارد؟

به هر یک از دو سوال بالا به شیوه ترتیبی و البته به صورت کاملا خلاصه پاسخ می دهیم.

پاسخ سوال (الف):

1- برای خودتان برنامه هفتگی داشته باشید به گونه ای که اگر کسی از شما پرسید مثلاً روز دوشنبه ساعت 10 صبح یا پنجشنبه ساعت 5 بعد از ظهر قرار است چه کنید، برای آن پاسخ دقیقی داشته باشید. برنامه شما باید کاملا متعادل و به دور از هر گونه افراط و تفریط باشد. یک نوجوان دانش آموز و یا یک جوان دانشجو برای پیشرفت خود، غیر از فعالیتهای عمیق علمی متناسب با رشته خود، احتیاج به استراحت و خواب مناسب (حداقل 7 ساعت)، ورزش، دیدار دوستان و آشنایان، شرکت در فعالیتهای عبادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی، دیدن برنامه های تلوزیونی، مطالعات غیر درسی مانند مطالعه روزنامه ها، مجلات، رمان و ... دارد. برنامه را به گونه ای طراحی کنید که اولا همه فعالیتهای لازم (حتی خواب و بیداری و غذا خوردن) شما را پوشش دهد و ثانیا شما را خسته نکند. توجه کنید که همه روشهای مطالعه که بعد از این توضیح خواهیم داد، باید تحت همین برنامه سازماندهی شود.

2- متن درس را مانند کسی بخوانید که می خواهد آنرا تدریس کند. حال ببینیم یک معلم خوب قبل از تدریس چه می کند: او با استفاده از تجربیات قبلی خود، ابتدا درس را کاملا و به طور عمیق مطالعه و سپس از مطالب آن خلاصه برداری می کند. به مطالب و تمرینات کتاب بسنده نمی کند و به وسیله کتب معتبر ، مطالب و مسائل جدید و جالبی به طرح درس خود می افزاید. گاهی هم برای اینکه بهتر و راحت تر تدریس کند، جداولی تهیه می کند و یا وسایلی با دست خود می سازد.

بنابر این «اگر می خواهید خوب بخوانید، همانند یک معلم بخوانید.» اگر برایتان امکان دارد درس را برای دیگری تدریس کنید و به او اجازه دهید از شما سوالاتی درباره همان درس بپرسد. اگر چنین امکانی برایتان نیست، بعد از مطالعه و خلاصه برداری، کتاب را کنار بگذارید و همانند یک معلم همان درس را برای خودتان تدریس کنید. دقت کنید که میزان مهارت شما در تدریس یک درس معمولا برابر است با میزان فهم مطالب آن درس توسط شما.
__________________
بوديم وكسي پاس نمي داشت كه هستيم
باشد كه نباشيم و بدانند كه بوديم
|+| نوشته شده توسط گروه رياضي سازمان آ پ شهرستانهاي تهران در چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386 ساعت 12:4 |

روشهاي تدريس

 

 

روش حل مسئله

 

 

يك روش ديگر باز در قالب الگوي حل مسائل.

قابل تحليل بكارگيري تحت عنوان روش حل مسأله، روش يعني در عمل اجرا كنيم يا گاهي روشهاي مسأله محور نگر مي‎گويند. در اين روش چنانكه در الگو اشاره كردم به هيچ وجه معلم نقش انتقال اطلاعات را مستقيم و غيرمستقيم ندارد بلكه نقش راهنما را دارد. براي اينكه يك مقدار عيني ‎تر شود چون در مباحث گذشته در مورد حل مسأله بحث شد.

 

حالا عزيزاني كه مي‎خواهند در الگوي حل مسأله مطالعه كنند مي‎توانند آن بحث را دنبال كنند. ولي در اينجا سعي مي‎كنند پراتيكال ،، عملي در مورد اجراي حل مسأله كه اگر مي‎خواهم در مورد آن الگو، روش بكار بگيرم ، چگونه عمل كنم.

در اين روش، روش حل مسأله هميشه هم مي‎شود يادگيري مشاركتي، يادگيري كار كرد. هم مي‎شود گروهي و انفرادي كار كرد ولي اساس كار اين است در مرحله اول وقتي معلم وارد كلاس مي‎شود بجاي انتقال اطلاعات موقعيتي را ايجاد مي‎كند كه براي شاگرد سؤال ايجاد كند يك موقعيت متناقض و متضاد و حتي همراه با تحير و شگفتي و اين موقعيت نامعين با همراه تغيير سبب مي‎شود كه سؤالات زيادي در ذهن شاگرد ايجاد شود.

 

مثلاً : فرض كنيم مي‎خواهد معلمي درباره برق ، الكتريسيته صحبت كند اون نمي‏آيد كه بگويد برق چيه ؟ الكتريسيته چيه؟ مي‎آيد چراغ روميزي كلاس را جوري سازماندهي كرد .داراي پرده هميشگي است و با يك لامپ روميزي اين روشن مي‎شود .البته لامپهاي كوچك ديگر در كلاس هستند.

 

معلم به ليستها نگاه مي‎كند يك مرتبه لامپ كلاس مي‎تركد يك موقعيت نامعين . كلايس تاريك يا نيمه تارك مي‎شود . بچه ها سر را بلند مي‎كند .چي شده حتي به طنز ممكن است، بقول يكي از معلمان بزگوار مي‎گويد، يكي از شاگردان به دوستش مي‎گه خنگه مگر نمي‎بيند لامپ منفجر شد.

راستي بچه‏ها لامپ چيست و جريان الكتريسيته چيست ، اصلاً‌چرا لامپ منفجر شده درچه چيزي در كلاس ايجاد مي‏كند .

يا معلم ديگري در علوم اجتماعي درس آن وظايف شهرداري است ، نمي‎خواهد بگويد من وظايف شهرداري را مي‎خواهم درس بدهم موقعيتي ايجاد كنم ميآيد يا يك حلقه فيلم قسمتي از شهر را كه نارسايي دارد مطرح مي‎كند با مصاحبه كوچك از مردم مي‏‎كند بعد روي مي‎كند. در آن محله تان كه شما در آن زندگي مي‎كنيد چه مشكلاتي دارد .آن جلسه را با بچه‎ شروع مي‎كند به بحث كردن .

 

و هرگروهي از بچه ها مشكلات شهرستان را ياداشت مي‎كند و معلم اينها را يادداشت مي‎كند و حتي ممكن است زماني بگذرد كه بچه ها دقت بيشتري كند.ازطلاعات محلتان را طرح مي‎كنند روي تابلو مي‎نويسند در كلاس.

 

 

مرحله دوم :

مرحله دوم سؤال معلم نه راستي بچه ها حل مشكلات به عهده كيست ؟ پس مرحله اول طرح مسأله يا ايجاد يك موقعيت سؤال برانگيز يا جديد نامعين يا متضاد .

 

در مرحله دوم بحث تبادل نظر است. در مورد آن مسأله، اين مشكلات مال كيست؟ ممكن بچه ها در كلاس مطرح كنند و بحث كنند گروهي عكس است بگذاريد وظيفه استانداري ، فرمانداري، گروهي مي‎گويند وظيفه شهرداري چيست؟

حرفها مختلفي بچه ها مي‎گويند ، معلم همه اينها را مي‎نويسد و مي‎گويد بچه ها اينها را مي‎گويد جزو وظايف آنها است مطمئنيد يا خير مي‎گويند نه خير مي‎گويد براي اينكه شما بتواند دقيق پيش بيني كنيد يا مثل همان لامپ علت چيست : هر كدام دلايل را مي‎گويند . آيا اين دلايلي را كه شما مي‎گوييد : مطمئن هستيد .

 

بچه ‎ها :‌نه خانم يا آقا همين جوري مي‎گوييم .

مي‎گويد : بارك ا... هميم خوب،  اشكالي نداره ،‌ حالا آمديد پيش بيني كرديد اين پيش بيني را فرضيه سازي گويند . راه حلي كه شما داريد پيشنهاد مي‎كنيد. علتي را كه داريد مي‎گوييد ولي هنوز اثبات نشده است بچه ها را در اين جلسه مي‎توانيد گروه‎بندي كيند ، هدايت كنيد بطرف فعاليتي خيل خوب.

 

حالا مي‎توايند از كتابخانه ، از افراد، از هر جاي كتاب درسي‎تان مطالعه كنيد و پيدا كنيد اين وظايف اين نارسها را پيدا كيند كه مي‎گويد كوچه برق ندارد، وظيفه كيست؟ بچه ها را به كتابها و افراد رجوع مي‎دهد به عنوان يك محقق، اينجا در واقع كمك مي‎كند به آزمايش فرضيه.

اطلاعات را جمع‎آوري مي‎كنند و وقتي اطلاعات را جمع‎آوري مي‎كنند گروه وارد كلاس دورهم مي‎شوند . اطلاعات را روي هم مي‎ريزند و مشورت مي‎كنند.

بعدمعلم از اينها مي‎خواهد كه نماينده گروه بيايد در كلاس بگويد اطلاعاتي كه بدست آورد .

 

مثلاُ يكي مي‎گويد اين وظيفه شهرداري است.

چرا؟ من فلان كتاب را خواندم .منابع را اشاره مي‎كند .با ذكر منابع .

بعد بحث مي‎كند ممكن است عده‎اي رد مي‎كنند نه خير آقا ، اين منبع ضعيف است .

بچه ‎ها كاملاً در چالشند درباره مسأله‎اي كه معلم برايشان ايجاد كرده . در اثر اين بحث و تبادل گروهي در كلاس همه، كلاس با هم در نهايت آن نظرات كه درست است و جزو وظايف شهرداري وقتي به قوانين شهردار اشاره مي‎كندحتي مسؤليتها ، جمع بند مي‏‎شود .

همين جاست كه گاهي اوقات ممكن است كه دانش آموز بگويد خانم معلم اگر جز وظايف شهرداري است، چرا شهردار نمي‏آيد اين كارها  را انجام نمي‎دهد .

 

معلم نمي‎آيد از خودش بگويد گه چرا ؟ دليل بياوريد .چرا از من مي‎پرسيد از شهردار بپرسيد .

اين سناريوي هست كه دقيقاً در يك كتابهاي غربي دقيقاً‌ مطرح شده در زمينه آمورش مسأله . ميگويند خانم شهردار از كجا مي‎گويد معلم توسط ؟؟؟ مي‎زندبه اداره آموزش و پرورش‎تان شهردار را دعوت كنيد كه باييد . دو سه تا از بچه ها نماينده مي‎شوند دنبال قضيه كار شهرداري بر او دعوت كنند در موضع يك مسأله اجتماعي است.

 

شهردار دعوت مي‎شود و بچه ها دونه دونه معلم هم اين طرف آنها را تشويق مي‎كند هستند صحبت كنيد ، هدايت تهيه كننده و فيلم تهيه كنند و مطالب خودتان را مطالعه كنند.

شهردار همه اينها را گوش مي‎دهد ، بقول نويسنده بعد مي‎گويد: عزيزان من بله اين وظايف من است و در آيين نامه و در قانون اساسي و شرح وظايف است . ولي من فرصت پيدا نكردم و محدوديت دارم .

يك دفعه دانش آموزي بلند مي‎شود. « آقاي شهردار اگر شما توانايي اين كار را نداريد بگزاريد كسي ديگر اين وظايف را انجام بدهد .»

بقول نويسنده كتاب شهردار  آنچنان عصباني مي‎شود كه مدرسه را  ترك مي‎كند ولي بچه ها همچنان مصمم ، چرا شهردار اين جوري كرد . چه وظايف‎ش را انجام نمي‎دهد.

 

معلم مي‎گويد من اينجا نه تنها در كتاب درسي، من وظايف شهرداري را ياد دارم بلك يكه شهروند فعال ترتيب كردن شهروند كه هرگز يادش نمي‎رود وظيفه شهردار چيست و مي‎تواند در سرنوشت خود دخالت كند .

اين نمونه‎اي از يك الگوي يا روش مسأله محور است پس مسأله همان چيزي كه اشاره شد.

 

 

طرح مسئله با شيوه هاي مختلف :

با ايجاد سؤال با نشان دادن يك فيلم كوتاه با ايجاد يك بحث گروهي جتي نشان داد چند اسلايد مي‎توانيد معلم اين موقعيت را ايجاد كند .

بعد بچه‎ ها بحث مي‎كنند مطالعات مقدماتي را انجام مي‎دهند. علتها را برخورد به اصلاح مطرح مي‎كنند و بعد راه حلهاي راه و فرضيه مي‎سازند .

بعد به دنبال فرضيه مي‎روند اطلاعات جمع‏آوري شده را تجزيه و تحليل مي‎كنند و در نهايت نتيجه گيري .

سؤال: آيا اين روش در كلاس ما درس ما قابل عمل هست؟

به هيچ وجه.

شما بايد اولاً‌ فرهنگ جامعه را البته من يك نمونه را كه خودم اجرا كردم و در همان مناطقي كه در تهران انجام دادم در زمينه اجتماعي ما مشكل داريم . به عنوان نمونه من مبحثي است در كتاب چهارم علوم بچه هاي چهارم ابتدايي ، به نام نو و بازتاب آن اين را من سناريوي نوشتم . از معلميم خواهش كرديم آنهايي كه با من كار آزمايشي مي‎كردند و گفتم اين فصل را در چند جلسه درس مي‎دهيم . ايشان به من گفتند در سه جلسه گفتم من همين سه جلسه را وقت مي‎گيرم نه زياد ولي دلم مي‎خواهد براساس سناريوي كه من نوشتم حركت كنيد اشاره كردم كه شما اصلاً نگوييد من مي‎خواهم نور و بازتاب را بگويم.

 

گفتم:«‌ دو تا آينه تخت برايم بياوريد بعد خود كتاب آنها را نگاه كردم در آخرش تمرينهاي داده بود جالب بود براي من .

كلمه آمبولانس را  وارونه روي مقوا بنويسيد و جلوي آينه بگيريد اين كه وارونه مي‎شود رحت خوانده مي‎شود من از همين اشاره استفاده كردم.»

 

گفتيم بچه دو تا آينه تخت بياورند يك دانه مقوا بنويسيد كه حتي يكي از معلمان مدرسه به ما كمك كرد تا اين كلمات را نوشتم

 

گفتم بجه امروز مي‎خواهم بازي را شروع كنيم در اين كلاس علوم . آمبولانس را هم مستقيم نوشته بوديم همه وارونه .

 

گفتم اول اين وارونه را بخوانيد . تعدادي از بچه ها نتوانستند بخوانند گفتم حالا مي‎خواهيم ،كاري كنم كه شما راحت بتوانيد بخوانيد . يك آينه بياوريد.گفتم بگيريد جلوي آينه بقيه كه پشت بودند گفتم بخوانيد بعد آن نوشته معمولي است گفتند آقا چرا اين جوري شد . گفتم من نمي‏توانم ؟؟ .

بچه ‎ها : اين توشته وارونه بوديد.ديديدي كه راست شد، مگر شما وارونه بوديد ؟ ممكن است براي من و شما راحتي است استدلال همه يك مرتبه آقا راست مي‎گويد يك ؟؟؟ شد در كلاس

آقا  ما كه وارونه نبوديم .ما كه درست بوديم . چرا اين جوري است. همين جا اولين مسأله ايجا شد ؟؟  چرا از ما مي‎پرسيد شما هم در كتاب درسي‎تان فلان فصل ؟؟. ما يك دو تا مجله آورديم در اين كلاس مدرسه اصلاً  كتابخانه نداشت.

 

گفتم از هر معلمي مي‎توانيد بپرسيد از هر كتاب مي‎توانيد استفاده كنيد ولي تا هفته آينده به شما فرصت مي‎دهم . واقعاً‌ آن جلسه آنچنان بحث بود هر جلسه اول براي همين مسأله هر كسي حرف مي‎زد ما مي‎نوشتيم و بعد خيل خوب اين پاسختان را مي‎پذيريم.

شما بايد دليل بياوريد براي من از كتا ب گفتيد از چه منبعي گفتم .

 

اما بچه ها هفته دوم قرار بود بروندمطالعه كنند  ار كتاب خودشان گرفته يا هر كتاب ديگري از هر كس مي‎تواند بنويسيد ولي بنويسيد و بگويد از چه منبعي استفاد ه كردند.

هفته بعد اين بود كه بچه ها باز گروهي جمع شدند ، با هم مشورت مي‎كردند روي مطالعات و نوشته ‎هايشان و بعد هر گروه ناچار بود يك گزارش نهايي گروه را تهيه كند و در كلاس ارائه بدهد و باور كنيد وقتي من نگاه مي‏كردم اين عبارت همگرايي، فعاليت و مشورت كردن را گاهي اوقات بايد يكديگر بحث مي‎كرد مثل بحث گروهي .

 

در جلسه سوم آمديم اين گزارشات را اعلام مطرح كرديم .

خيلي از گروهها اشتباه رفته بودند يكي از گروهها برايم جالب بود. يك گروهي از بچه ها دو نفر از اينها كتاب فيزيك سال سوم دبيرستان را برداشتند مطالعه كردند مفسر گزارش مي‎كردند يكي باباش دبير فيزيك بود .

گفت بابام : آنچنان قشنگ استدلال كردند و حرفهايي كه من مي‎بايست در كلاس مي‎گفتم خود بعدها توضيح دادند .بحث كرديم . كدام نفر درست است . چرا درست. ايشان مي‎گويد از منبع پرسيدم كه منبع مو ؟؟ نيست .

بعد نشستند گزارش كردند ،‌گزارش نهايي در كنار اين ، من سؤالات ديگري كردم و گفتم اين سؤالات را پيدا كنيد.

 

باور كنيد من وقتي اين كتاب علوم را نگاه مي‎كردم بعضي آنچنان خوانده و زير آن را خط كشيده بودند كه صفحات پاره شده بود . من هرگز نديده بودم بچه ها آنقدر مطالعه داشته باشند.

مي‎شود در بعضي از زمينه ‎ها، بله در زمينه هاي اجتماعي ممكن است ما محدوديتهاي داشته باشم

 

ما در زمينه‎ هاي تاريخو تعليمات اجتماعي مشكل داريم چون شايد به بعضي از ؟؟ برخورد. اگر اين ؟؟ صورت مي‎شد.

ولي در زمينه‎ علوم .... مي‎توانيم اين كارها را انجام دهيم

اين نمونه يك الگور يك مسأله محور است من عرض كردم. خودم ؟؟ اين را كار كردم. بعد در سراسر تهران اجراء كردم .

 

اين تاره يك از درسها بود خيلي از درسها ديگر را بر همين اساس البته براي علوم طراحي كردم . من قبول دارم شرايط آموزشي كشورمان فعاليت آنقدر مطلوب نيست . نه معلم محقق باحوصله‎اي داريم ،نه امكانات كتابخانه و آزمايشگاه داريم كه بچه ها را هدايت ، نه زمان كافي داريم . ؟؟؟ است ولي يك شيوه‎اي است فعال اين يك روش مسأله محور است، فوق‎العاده خوب است شاگرد را محقق به بار مي‎آورد با علاقه فعاليت مي‎كنند بعضي از اين شيوه ها را به عنوان روش واحدها كه در عين كتاب مهارتها ذكر شد اشاره مي‎كنيم كه روش واحدها چيه؟

شما اخيراً‌ به شما عزيزان شنيديد درست گروه‎برنامه‎ريزان ما سيميناري تشكيل دارند. تحت عنوان برنامه‎ريزي توافقي .«‌ اين تگريتد »‌

 

يك بحثي ما داريم كه آيا ؟؟ ما در مدرسه ما كتاب تاريخ داريم جغرافيا داريم رياضي داريم همه درسها جداجدا .

آيا نمي‎شود كه بعضي ار درسها را تلفيق كرد؟ بصورت محوري يا هسته‎اي به قول بعضيها .

مطالعات هسته‎اي اينها را مطرح كرد.

 

در گذشته عده‎اي هستند كه روش واحدي را مطرح مي‎كنند .حالا روش واحدي چيست. هرگاه ما يكسري از فعاليتها را در رشته هاي مختلف حول يك محور مورد مطالعه قرار دهيم روش محور ناميده مي‎شود.

 

سه نوع روش واحد هم داريم .روش واحد موضوع داريم، مثل درمورد تاريخ است ولي من در تاريخ هنر هم مي‎توانيم. غيره ادبيات هم مي‎توانم درس بدهم و روابط اساسي مي‎تواند درس بدهم.

چگونه: مثلاً‌ فرض كنيد زندگي در دوران صفويه ، زندگي در دوران صفويه محور فعاليت من است،‌حالا ممكن است زندگي در دوران صفويه از نظر معياري  زندگي صفويه در گروه ديگر به عنوان مذهب .

زندگي دوران صفويه ممكن به عنوان روابط خارجي با چه كشورها؟ جنبه هاي مختلف، بچه‎ را گروه بندي كنند .مطالعه كنند اما حول يك محور .

يادگيري هم هنر است هم ادبيات و اقتصاد و سياست. حول يك محور، ياد گيري اينجا خيلي غني‎تر است تفكيك شده از هم نيست

اين را مي‎گويم به اصلاح واحد موضوع. گاهي اوقات واحدتجربي مي‎گويم واحد تجربي چيست ؟

فرض كنيد شاگردان من در يك كلاس بحث مي‎كنند و در يك زمينه تجربه دارد مخصوصاً‌ در سطوح بالاتر .

ي

ك دانش‎ آموز فرض كنيد تجربه كشاورزي دارد. يك زمينه مطالعات روي آب دارد آن را محور قرار مي‎دهم . اساس كار اين است.

در اولي هم موضوع را معلم تعيين مي‎كند و هم هدايت موضعي با آن است .

در واحد تجربي خود واحد موضوع را شاگرد تعيين مي‎كند، چون اساس كار و علاقه و رغبت شاگرد باشد.

بعد اجراء را خودش انجام مي‎دهد . معلم همكاري و راهنمايي مي‎كند . مي‎آيد در زمينه آب يك سابقه ذهني

يا در مورد كشت گندم . اين سابقه دارد اطلاعات دارد به عنوان يك تجربه سازماندهي مي‎شود فردي يا گروهي اين كار انجام مي‎دهد . مطالعات مي‎كند تحقيقات انجام مي‎دهد.

مثلاً اگر اين آب باشد تنها كشتيراني نيست تركيبات نسبت فعل و انفعال آب از نظر شيميايي نسبت به آلودگي آب، اثر آب در زندگي، اثر آب در سد است،‌اثر آب در روابط، يك مرتبه دانش‎آموز تجربه‎اي كه در اين زمينه داشت. حالا وادارش كردند اين حوزه دانش‎آموز را حول اين محور باز گسترش بدهد.

 

فرق او با اول اين است كه انتخاب موضوع باز بعهده خود دانش‎آموز است من اين را خودم در كلاس‎هاي ابتدايي در بعضي از مدارس آمريكا بود كه روي بقيه انجام داد.

كدام حيوان را مطالعه كنيد. چه قسمتي را مطالعه كنيد بچه ها مسائل خودشان را مطرح مي‎كردند. اما شكل ديگري از واحد وجود دارد و آن پروژ است . واحد پروژ چيست. در اينجا نه تنها در زمينه تجربي ، علاقه رغبت و تمايل فرد بر اين است. هم زمينه را قبلاً‌ كار كرد وهم شاگرد موضوع را انتخاب مي‎كند

 

هم زمينه علمي را  دارد و هم خودش نظارت دارد . معلم فقط ارزياب است در نهايت ارزياب مي‎كند كار خوب شده يا نه .

مثلاً پروژه كاشت چغندر در اطراف قم . آيا مي‎شود اين كار را كرد اين پروژ را انتخاب مي‎كند فرد دانشگاه مي‎رود اين را انتخاب مي‎كند و اجراء مي‎كند و هر ؟؟ وقت معلم به عنوان ارزشيابي يا در نهايت محصول و نتيجه بدست آمده را به عنوان نتيجه پروژه در سطوح بالا اين هم موضوع دارد در پسش دبستاني‎ها هم مي‎توانيم انجام دهيم.

مثلاً امروز كار كردن با گِل است امروز واحدما پروژمان گُل سازي است. بچه ها با همه با هم كار مي‎كنند در اين زمينه نقش معلم نقش راهنما است . اين هم بار روشهايي است كه امروز در دنيا توصيه مي‎كنند مي‎شود در حول فعاليتهاي بچه ها سازماندهي شود و روز به روز دارد شكل مي‎گيرد و تحت عنوان «اينتگيرتيد كريكروم»‌.

 

برنامه‎ ريزيهاي تلفيقي شد و وحدت يافته مي‎گويند هم عميق مطلب بيشتر است هم ميزبان يادگيري قوي‎تر است.

اما محدوديت كه امكانات زياد مي‎خواهد. معلم به اندازه كافي آگاه است با روش تحقيق مي‎خواهد و امكانات مطلوب و زمان باز براي اجراي پروژه .

و نكته ديگري كه مي‎شود اشاره كرد ما نمي‎توانم خيلي گسترش بدهيم ناچاريم درباره يك موضوع خاص من فقط اشاره كنم.

همين سيستمي كه دانشگاه انگليس ،‌استراليا يا اقمارشان در پايان نامه ها يا كار دكتر يانجام مي‎دهند آنها واحد ندارند يك موضوع دانشجو انتخاب مي‎كند و در تمام دوره روي آن موضوع كار مي‎كند و طرحش را مي‎دهد با يكي از روشهاي است تحت عنوان مسأله محور يا در قالب روشهاي نوين در دنيا امروزه كاربرد دارد.

 

يكي از روشهايي است كه بر محور شاگري فعاليتها پيش شكل مي‎گيرد نه بر پايه فعاليتهاي معلم

 

موفق باشيد.

 

باز اين هم يك نگاهي كوتاهي بود بر يكي از روشهاي نوين آموزشي .

|+| نوشته شده توسط گروه رياضي سازمان آ پ شهرستانهاي تهران در چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386 ساعت 11:26 |

نگاهی به نتایج مطالعه روندآموزش علوم وریاضی

 

نگاهي به نتايج مطالعه روند آموزش علوم ورياضي 2003 ( T IMSS)

Trend in  Intenaional  Mathematics  & science  study

                      

    پژوهشگر:  دكتر عباس رحيمي نژاد

 

 

سومين مطالعه بين المللي رياضي وعلوم (TIMSS  )مهم‌ترين وبزرگترين مطالعه اي است كه تا كنون I EA طراحي كرده وبه اجرا گذاشته است . هدف مطالعه  TIMSSاندازه گيري پيشرفت تحصيلي دانش آموزان كشورهاي شركت كننده در دو درس رياضي وعلوم وهمچنين بررسي تاثير عوامل مربوط به برنامه ومواد آموزشي ،مدرسه وخانواده بر ياد گيري دانش آموزان در اين دو درس مي باشد .نتايج مطالعه اطلاعات با ارزش وگسترده اي را در ارتباط با برنامه هاي رياضي وعلوم دراختيار مربيان وتعيين كنندگان خط مشي هاي آموزشي قرار مي دهد ،اطلاعاتي نظير چگونگي آموزش اين درس ها ،پيشرفت تحصيلي دانش آموزان در رياضي وعلوم ،زمينه هاي اجتماعي –اقتصادي وآموزشي كه فعاليت هاي آموزشي در آن رخ مي دهد وتفاوت هاي كشور هاي مختلف از ابعاد گوناگون .تيمز چگونگي جريان ياد دهي – ياد گيري وپيشرفت دانش آموزان در رياضي وعلوم را در سه گروه سني به طور هم زمان مورد مطالعه قرار مي دهد .

TIMSSدر سال 2003 آخرين دوره از مطالعات IEAبراي اندازه گيري روند ها در ساختار پيشرفت تحصيلي علوم ورياضي است .براي كشورهايي كه در سال هاي 1995و 1999سابقه حضور در اين مطالعه داشتند ،فرصتي براي اندازه گيري پيشرفت در دروس علوم ورياضي در خلال اين سال ها به وجود آمد.

براي ا ين كه كشورهاي شركت كننده منابعي غني براي تفسير نتايج پيشرفت داشته باشند وهمچنين براي پي گيري تغييرات فعاليت هاي  آموزشي ،در مطالعه TIMSSاز دانش آموزان ،معلمان ومديران مدارس خواسته شد كه پرسشنامه هايي در باره محتوا هاي يادگيري علوم ورياضي پر كنند .روند داده هاي حاصل از اين پرسشنامه ،تصويري از تعييرات در تفاسير سياست ها وفعاليت هاي آموزشي ترسيم كرده ودر برجسته شدن موضوعات جديد مرتبط با تلاش هادر جهت بهبود كمك مي كند داده هاي TIMSSدر شكل گيري اصلاحات وتلاش هاي تحولي در رياضي وعلوم در سرتا سر جهان نقش به سزايي داشته ،در رهبري يك دست خواسته هاي مداوم در جهت تحول ،موثر بوده است .همچنيين اين اطلاعات براي اتخاذ سياست هاي بهتر ي براي هدايت وارزيابي فرايند هاي آموزشي كمك مي كند .

                       

مهمترين نتايج مطالعه بين المللي 2003 TIMSS

 رياضيات

متوسط عملكرد دانش آموزان چهارم دبستان ج.1 . ايران 389 است در حالي كه متوسط عملكرد  بين المللي495 است فاصله عملكرد دانش آموزان پايه ي چهارم در درس رياضيات از متوسط عملكرد كشورهاي شركت كننده 106 نمره يعني يك انحراف استاندارد پايين تر از ميانگين قرار دارد .

در پايه چهارم دبستان در درس رياضيات از ميان 25 كشور شركت كننده ،تعداد 9 كشور داراي عملكرد پايين تر از ميانگين هستند . فاصله ي كشور ما تا ميانگين 5 كشور است .

كشور آسياي جنوب شرقي يعني سنگاپور ،هنگ كنگ ،ژاپن وچين تايپه در صدر جدول عملكرد رياضيات و4 كشور تونس ،مغرب ،فليپين وايران در پايين جدول قرار دارند .

متوسط عملكرد دانش آموزان در سوالات روند در درس رياضيات در تيمز 2003 معادل 389 ودر تيمز 95  معادل 387 به دست آمده است   مقايسه اين دو دوره حاكي از عملكرد كا ملا مشابه وعدم تغيير معني دار است

8كشور در تيمز 2003 نسبت به تيمز 95 عملكرد بالاتري را نشان دادند و5 كشور نيز عملكرد پايين تري را نشان دادند .  9 كشور بقيه تفاوتي را نشان ندادند .

متوسط عملكرد دختران چهارم دبستان ايران در درس رياضيات 394 است كه 8 نمره بيش تر از عملكرد پسران است . اين ميزان با توجه به جمعيت دانش آموزان جمهوري اسلامي ايران اين تفاوت معني دار نيست

از ميان 25 كشور شركت كننده در پايه ي چهارم در درس رياضيات در 4 كشور پسران ودر 5 كشور دختران عملكرد بالاتر معني داري را به دست آورده اند ودر 16 كشور بقيه تفاوت معني دار گزارش نشد ه است.

با توجه به استاندار هاي بين المللي تيمز 2003 ،55 %دانش آموزان ويا بيش از نيمي از دانش آموزان پايه چهارم دبستان در درس رياضيات از پا يين‌ترين سطح استاندارد بين المللي (نمره 400 )نيز عملكرد پايين تري داشته اند .

از ميان 25 كشور شركت كننده در پايه ي چهارم ابتدايي 12 كشور برنامه درسي رياضيات چهارم دبستان را از 2000 تا 2003 (پس از اجرا ي تيمز – آر در سال 1999 ) تغيير داده اند. 6كشور بين سال هاي 95-1999 (پس از اجراي تيمز 1995 )اقدام به تغيير برنامه درسي نموده اند .ايران وكشور هنگ كنگ در سال 1983 برنامه درسي خود را تدوين كرده اند .

12كشور در سال 2002 گزارش داده اند كه برنامه ي درسي خود را مورد تجديد نظر قرار داده اند .متا سفانه ايران جز اين 12كشور نيست .

رتبه 22 در بين 25 كشور شركت كننده در رياضيات پايه ي چهارم دبستان براي ايران بي ارتباط با عدم تجديد نظر در برنامه درسي نيست .

ايران علي رغم شركت در دوره تيمز 95 و99 تغيير در برنامه درسي رياضيات چهارم دبستان نداشته است .عدم تجديد نظر در برنامه درسي رياضيات چهارم دبستان يكي از دلايل ضعف عملكرد ايران در رياضيات چهارم دبستان در تيمز 2003 است

دانش آموزان سال چهارم دبستان در كشورمان 117 ساعت در سال به آموزش رياضي مي پردازند اين در حالي است كه ميانگين بين المللي 151 ساعت وحدود 16 در صد از كل ساعات آموزشي مي باشد .

كشور هايي كه بيش ترين زمان را براي آموزش رياضي در كلاس چهارم دبستان به كار برده اند ،شامل بلژيك 20 درصدزمان‌آموزشي معادل 198ساعت ،انگلستان 21 در صد زمان‌آموزشي معادل 193 ساعت ،ايتاليا 20 در صد زمان آموزشي معادل 192 ساعت مي باشد .

مقايسه دانش آموزان سال چهارم دبستان در اين دودرس نشان مي دهد كه دانش آموزان ايران در سال چهارم در درس علوم داراي عملكرد مطلوب تري مي باشند .

درپايه‌ي‌چهارم دبستان بين متوسط عملكرد دختران (426 ) وپسران (406 ) در درس علوم تفاوت معنا داري وجوددارد ودراين درس عملكرددختران از پسران بالاتراست‌اما در درس رياضي تفاوتي مشاهده نشده است .

در سوالات تكرار شده (روند )عملكرد دانش آموزان سال چهارم كشورمان در درس علوم در تيمز 2003 تفاوت معنا داري با تيمز 1995 داشته است اين در حالي است كه در درس رياضيات تغييري در عملكرد دانش آموزان در سوالات تكراري شده (روند )ايجاد نشده است ونتايج مشابهي به دست آمده است .

 

جمعيت شماره  2(سوم راهنمايي )

علوم  

متوسط عملكرد دانش آموزان سوم راهنمايي ايران 453 است اين در حالي است كه متوسط عملكرد بين المللي 474 است وفاصله ي عملكرد دانش آموزان ايران از متوسط بين المللي 21 نمره مي باشد. عملكرد دانش آموزان سوم راهنمايي ايران در درس علوم بين 46 كشور داراي رتبه ي 30 است .

21 كشور داراي عملكرد پايين تر از ميانگين هستند .كه كشور ايران تا ميانگين بين المللي 4 كشور فاصله دارد واز 16 كشور عملكرد بالاتري دارد .

بالاترين عملكرد در بين كشورهاي عضو  پروژه تيمز به ترتيب به كشورهاي سنگاپور ،چين تايپه ،جمهوري كره ،استوني وژاپن تعلق دارد كه سنگاپور با متوسط عملكرد 578 داراي بالاترين عملكرد است .متوسط عملكرد دانش آموزان سوم راهنمايي در سوالات روند در درس علوم در تيمز 1995 معادل 463 ،در تيمز 1999 معادل 448 ودر تيمز 2003 معادل 453 مي باشد مقايسه ي عملكرد دانش آموزان ايران در سه دوره نشانگر افت در سال 1999 مي باشد وعملكرد دانش آموزان كشورمان در سال 2003 بهبود مجددي را نسبت به سال1999 نشان مي دهد ،اما همچنان از سال 1995 پايين تر مي باشد .

16 كشور شركت كننده در اين پروژه ،نسبت به دوره قبل ،عملكرد بالاتر و10 كشور داراي عملكرد پايين تر نسبت به دوره قبل بوده اند وما بقي كشورها از جمله ايران تفاوت معنا داري را نشان نداده اند.

در 7كشور ،متوسط عملكرد دختران ،بالاتر از پسران گزارش شده است ودر 33 كشور متوسط عملكرد پسران بالاتر از دختران مي باشد ،كه بالاترين عملكرد پسران در كشور غنا وبالاترين عملكرد دختران در كشور بحرين گزارش شده است .در بقيه كشورها تفاوت جنسيتي معنا داري به دست نيامده .

26 كشور گزارش داده اند كه در حال تجديد نظر در برنامه ي درسي خود هستند كه در جمهوري اسلامي ايران جز اين كشورها نمي باشد .

دانش آموزان سوم راهنمايي جمهوري اسلامي ايران 98 ساعت از ساعات آموزشي خود را در سال به آموزش علوم مي پردازند اين در حالي است كه ميانگين بين المللي 120 ساعت مي باشد .زمان در نظر گرفته شده براي آموزش علوم در ايران 11 درصد كل ساعات آموزشي است كه اين مقدار ،از ميانگين بين المللي (12در صد)يك در صد كمتر مي باشد.

كشورهايي كه بيش ترين زمان را براي آموزش علوم در اين مقطع در نظر گرفته اند شامل فليپين (21 درصد زمان آموزشي معادل 223 ساعت )،لبنان (178 ساعت )،مولداوي (16 در صد زمان آموزشي ،معادل 152 ساعت )جمهوري اسلامي ايران (16 در صد زمان آموزشي معادل 149 ساعت )مي باشد .

 

رياضيات

متوسط عملكرد دانش آموزان سوم راهنمايي جمهوري اسلامي ايران 411 است .در حالي كه متوسط عملكرد بين المللي 467 است .فاصله عملكرد دانش آموزان كشورمان از متوسط بين المللي 56 نمره است .

عملكرد دانش آموزان سوم راهنمايي ايران در درس رياضيات بين 46 كشور داراي رتبه ي 33 است

19 كشور داراي عملكرد پايين تر از ميانگين هستند .دانش آموزان سوم راهنمايي ايران در درس رياضيات 6 كشور تا ميانگين بين المللي فاصله دارند واز 13 كشور عملكرد بالاتري دارند

(چند كشور آسيا ي جنوب شرقي به ترتيب شامل سنگاپور ،جمهوري كره ،هنگ كنگ ،چين تايپه وژاپن در صد جدول وكشورهاي مغرب آفريقاي جنوبي ،غنا ،عربستان سعودي ،بوتسوانا وفليپين به ترتيب در پايين جدول عملكرد 46 كشور قرار دارد (شركت كشورهاي عضو در پروژه ي تيمز در پايه ي سوم راهنمايي اجباري ودر پايه ي چهارم دبستان اختياري ).

متوسط عملكرد دانش آموزان سوم راهنمايي در سوالات روند در درس رياضيات در تيمز 2003 معادل 411 ،در تيمز 99 معادل 422 ودر تيمز 95 معادل 418 به دست آمده است .مقايسه ي عملكرد اين سه دوره حاكي از افت معني دار عملكرد دانش آموزان كشورمان در سال 2003 نسبت به سال 99 است

9 كشور در تيمز 2003 نسبت به تيمز 99 داراي عملكرد پايين تر بوده اند و4 كشور در تيمز 2003 عملكرد بالاتري نسبت به تيمز 99 داشتند .22 كشور بقيه تفاوت معني داري را نشان نداده اند .در 9 كشور (ودر رأس آنها بحرين واردن )متوسط عملكرد دختران بالاتر از پسران گزارش شده است .همچنين در 8 كشور (ودر رأس آنها تونس وغنا )عملكرد پسران بالاتر از عملكرد دختران گزارش شده است .در 19 كشور بقيه ،تفاوت جنسيتي معني داري به دست نيامد.

عملكرد دانش آموزان سوم راهنمايي در حوزه هاي مختلف رياضيات حاكي از عملكرد بالا براي درس هندسه وعملكرد پايين براي حوزه ي سنجش است ساير حوزه ها حول ميانگين هستند .

از ميان 46 كشور شركت كننده ،17 كشور برنامه ي درسي رياضيات سوم راهنمايي خود را از سال 2000 ميلادي تا 2002 (پس از تيمز –آر در سال 99 )تدوين كرده اند .11 كشور برنامه درسي خود را بين سال هاي 95 تا 99 (پس از تيمز 95 )ميلادي تدوين كرده اند .9 كشور در سال 90 تا  94 ميلادي برنامه درسي خود را ارايه كرده اند .جمهوري اسلامي‌ايران در سال 1985 اقدام به ارايه برنامه درسي‌جديد خود نموده است .تنها 2 كشور ،مانند ايران برنامه درسي را بين سال هاي 1985 تا1989 ارايه داده اند همچنين 3 كشور ،برنامه درسي رياضي سوم راهنمايي خود را بين سال هاي 1980 تا 1984 تدوين كرده اند.

37 كشور برنامه درسي رياضي سوم راهنمايي را بين سا ل هاي 1990 تا 2002 ميلادي تدوين كرده اند .ايران در اين زمينه رتبه ي 38 را دارد.

29 كشور در سال 2002 گزارش داده اند كه برنامه درسي رياضيات خود را مورد تجديد نظر قرار داده اند .متاسفانه ايران جز اين كشور ها نيست با توجه به اين كه برنامه درسي رياضيات سوم راهنمايي ،18 سال پيش ارايه شده ودر سال 2002 يا 1382 نيز تجديد نظر نشده است ،مي توان يكي از علل عملكرد ضعيف ايران را به محتوا ي برنامه درسي مربوط دانست .وشركت در تيمز 95 وتيمز 99 منجر به تغيير برنامه درسي در رياضيات سوم راهنمايي در ايران نشده است كه جاي تامل دارد .

(دانش آموزان سوم راهنمايي در درس رياضيات 119 ساعت در سال به آموزش در كلاس مشغول هستند در حالي كه ميانگين جهاني 127 ساعت است .البته اين مقدار وقت در نظر گرفته شده براي تدريس رياضيات در سال معادل 12 در صد ساعات آموزشي است كه با ميانگين بين المللي تفاوت ندارد .

اين كه دانش آموزان سال سوم راهنمايي كشورمان از نظر ساعات آموزش رياضيات در حد ميانگين بين المللي هستند ،با در نظر گرفتن عملكرد پايين تر از ميانگين بين المللي (از 6 كشور )قابل بررسي است .

توجه به ساعات آموزش رياضيات كشور هاي رتبه ي اول تا پنجم رياضيات تيمز ،حاكي از اختصاص 141 ساعت (13 درصد كل زمان آموزشي )براي چين تايپه و139 ساعت (15درصد كل زمان آموزشي )براي هنگ- كنگ است كه بش تر از ميانگين بين المللي 127 ساعت (12در صد كل زمان آموزش )براي آموزش رياضيات وقت اختصاص داد ه اند .البته كشورهاي كره جنوبي با 109 ساعت (9درصد كل زمان آموزشي )كمتر از ميانگين بين المللي، براي آموزش رياضيات وقت اختصاص داد ه اند .در نتيجه مي توان گفت كه بين ساعات آموزش رياضيات ورتبه هاي اول تا پنجم تيمز ،الگو ي يكساني وجود ندارد ومقايسه ي نمرات دانش آموزان سال سوم راهنمايي كشورمان در دروس مختلف نشان مي دهد كه دانش آموزان كشورمان در درس رياضي داراي تفاوت كمتري با ميانگين بين المللي هستند واز اين جهت در درس رياضي عملكرد بهتري دارند .نمرات دانش آموزان ايران در درس علوم ورياضي افت معنا داري را در سال 2003 نسبت به سال 1995 نشان مي دهد كه ميزان اين افت در پسران بيش از دختران مي باشد (در پايه سوم راهنمايي) بين عملكرد دختران وپسران تفاوت معنا داري وجود ندارد.

|+| نوشته شده توسط گروه رياضي سازمان آ پ شهرستانهاي تهران در چهارشنبه چهاردهم آذر 1386 ساعت 12:19 |

متن استعفاي فرشيدي از وزارت آموزش و پرورش

متن اين استعفا كه در تاريخ يازدهم آذر ماه 86 تقديم رئيس جمهوري شده است به شرح ذيل است:
جناب آقاي دكتر احمدي نژاد
رياست محترم جمهوري اسلامي ايران
خداوند متعال را سپاسگزارم كه مدت دو سال توفيق خدمتگزاري در جايگاه وزير آموزش و پرورش را نصيب اينجانب فرمود و بحمدالله دراين مدت گام‌هاي بلندي در راه ايجاد تحول در نظام آموزش و پرورش و حركت به سوي تعليم و تربيت اسلامي برداشته شد.
ضمن تشكر از عنايات مقام معظم رهبري، توجه ويژه رياست محترم جمهوري و حمايت مجلس شوراي اسلامي در چارچوب مصالح نظام اسلامي، بدين وسيله استعفاي خود را تقديم مي دارم.
براي نظام جمهوري اسلامي ايران عزت روز افزون آرزو دارم و از همكاري يكايك فرهنگيان عزيز و اعضاي خانواده بزرگ آموزش و پرورش به خاطر همراهي صميمانه شان تشكر مي كنم.

|+| نوشته شده توسط گروه رياضي سازمان آ پ شهرستانهاي تهران در چهارشنبه چهاردهم آذر 1386 ساعت 12:13 |

نگاهی به نتایج مطالعه روندآموزش علوم وریاضی

 

نگاهيبه نتايج مطالعه روند آموزش علوم ورياضي 2003 ( T IMSS)

Trend in  Intenaional  Mathematics  & science  study

                      

    پژوهشگر:  دكتر عباس رحيمي نژاد

 

 

سومين مطالعه بين المللي رياضي وعلوم (TIMSS  )مهم‌ترين وبزرگترين مطالعه اي است كه تا كنون I EA طراحي كرده وبه اجرا گذاشته است . هدف مطالعه  TIMSSاندازه گيري پيشرفت تحصيلي دانش آموزان كشورهاي شركت كننده در دو درس رياضي وعلوم وهمچنين بررسي تاثير عوامل مربوط به برنامه ومواد آموزشي ،مدرسه وخانواده بر ياد گيري دانش آموزان در اين دو درس مي باشد .نتايج مطالعه اطلاعات با ارزش وگسترده اي را در ارتباط با برنامه هاي رياضي وعلوم دراختيار مربيان وتعيين كنندگان خط مشي هاي آموزشي قرار مي دهد ،اطلاعاتي نظير چگونگي آموزش اين درس ها ،پيشرفت تحصيلي دانش آموزان در رياضي وعلوم ،زمينه هاي اجتماعي –اقتصادي وآموزشي كه فعاليت هاي آموزشي در آن رخ مي دهد وتفاوت هاي كشور هاي مختلف از ابعاد گوناگون .تيمز چگونگي جريان ياد دهي – ياد گيري وپيشرفت دانش آموزان در رياضي وعلوم را در سه گروه سني به طور هم زمان مورد مطالعه قرار مي دهد .

TIMSSدر سال 2003 آخرين دوره از مطالعات IEAبراي اندازه گيري روند ها در ساختار پيشرفت تحصيلي علوم ورياضي است .براي كشورهايي كه در سال هاي 1995و 1999سابقه حضور در اين مطالعه داشتند ،فرصتي براي اندازه گيري پيشرفت در دروس علوم ورياضي در خلال اين سال ها به وجود آمد.

براي ا ين كه كشورهاي شركت كننده منابعي غني براي تفسير نتايج پيشرفت داشته باشند وهمچنين براي پي گيري تغييرات فعاليت هاي  آموزشي ،در مطالعه TIMSSاز دانش آموزان ،معلمان ومديران مدارس خواسته شد كه پرسشنامه هايي در باره محتوا هاي يادگيري علوم ورياضي پر كنند .روند داده هاي حاصل از اين پرسشنامه ،تصويري از تعييرات در تفاسير سياست ها وفعاليت هاي آموزشي ترسيم كرده ودر برجسته شدن موضوعات جديد مرتبط با تلاش هادر جهت بهبود كمك مي كند داده هاي TIMSSدر شكل گيري اصلاحات وتلاش هاي تحولي در رياضي وعلوم در سرتا سر جهان نقش به سزايي داشته ،در رهبري يك دست خواسته هاي مداوم در جهت تحول ،موثر بوده است .همچنيين اين اطلاعات براي اتخاذ سياست هاي بهتر ي براي هدايت وارزيابي فرايند هاي آموزشي كمك مي كند .

                       

مهمترين نتايج مطالعه بين المللي 2003 TIMSS

 رياضيات

متوسط عملكرد دانش آموزان چهارم دبستان ج.1 . ايران 389 است در حالي كه متوسط عملكرد  بين المللي495 است فاصله عملكرد دانش آموزان پايه ي چهارم در درس رياضيات از متوسط عملكرد كشورهاي شركت كننده 106 نمره يعني يك انحراف استاندارد پايين تر از ميانگين قرار دارد .

در پايه چهارم دبستان در درس رياضيات از ميان 25 كشور شركت كننده ،تعداد 9 كشور داراي عملكرد پايين تر از ميانگين هستند . فاصله ي كشور ما تا ميانگين 5 كشور است .

كشور آسياي جنوب شرقي يعني سنگاپور ،هنگ كنگ ،ژاپن وچين تايپه در صدر جدول عملكرد رياضيات و4 كشور تونس ،مغرب ،فليپين وايران در پايين جدول قرار دارند .

متوسط عملكرد دانش آموزان در سوالات روند در درس رياضيات در تيمز 2003 معادل 389 ودر تيمز 95  معادل 387 به دست آمده است   مقايسه اين دو دوره حاكي از عملكرد كا ملا مشابه وعدم تغيير معني دار است

8كشور در تيمز 2003 نسبت به تيمز 95 عملكرد بالاتري را نشان دادند و5 كشور نيز عملكرد پايين تري را نشان دادند .  9 كشور بقيه تفاوتي را نشان ندادند .

متوسط عملكرد دختران چهارم دبستان ايران در درس رياضيات 394 است كه 8 نمره بيش تر از عملكرد پسران است . اين ميزان با توجه به جمعيت دانش آموزان جمهوري اسلامي ايران اين تفاوت معني دار نيست

از ميان 25 كشور شركت كننده در پايه ي چهارم در درس رياضيات در 4 كشور پسران ودر 5 كشور دختران عملكرد بالاتر معني داري را به دست آورده اند ودر 16 كشور بقيه تفاوت معني دار گزارش نشد ه است.

با توجه به استاندار هاي بين المللي تيمز 2003 ،55 %دانش آموزان ويا بيش از نيمي از دانش آموزان پايه چهارم دبستان در درس رياضيات از پا يين‌ترين سطح استاندارد بين المللي (نمره 400 )نيز عملكرد پايين تري داشته اند .

از ميان 25 كشور شركت كننده در پايه ي چهارم ابتدايي 12 كشور برنامه درسي رياضيات چهارم دبستان را از 2000 تا 2003 (پس از اجرا ي تيمز – آر در سال 1999 ) تغيير داده اند. 6كشور بين سال هاي 95-1999 (پس از اجراي تيمز 1995 )اقدام به تغيير برنامه درسي نموده اند .ايران وكشور هنگ كنگ در سال 1983 برنامه درسي خود را تدوين كرده اند .

12كشور در سال 2002 گزارش داده اند كه برنامه ي درسي خود را مورد تجديد نظر قرار داده اند .متا سفانه ايران جز اين 12كشور نيست .

رتبه 22 در بين 25 كشور شركت كننده در رياضيات پايه ي چهارم دبستان براي ايران بي ارتباط با عدم تجديد نظر در برنامه درسي نيست .

ايران علي رغم شركت در دوره تيمز 95 و99 تغيير در برنامه درسي رياضيات چهارم دبستان نداشته است .عدم تجديد نظر در برنامه درسي رياضيات چهارم دبستان يكي از دلايل ضعف عملكرد ايران در رياضيات چهارم دبستان در تيمز 2003 است

دانش آموزان سال چهارم دبستان در كشورمان 117 ساعت در سال به آموزش رياضي مي پردازند اين در حالي است كه ميانگين بين المللي 151 ساعت وحدود 16 در صد از كل ساعات آموزشي مي باشد .

كشور هايي كه بيش ترين زمان را براي آموزش رياضي در كلاس چهارم دبستان به كار برده اند ،شامل بلژيك 20 درصدزمان‌آموزشي معادل 198ساعت ،انگلستان 21 در صد زمان‌آموزشي معادل 193 ساعت ،ايتاليا 20 در صد زمان آموزشي معادل 192 ساعت مي باشد .

مقايسه دانش آموزان سال چهارم دبستان در اين دودرس نشان مي دهد كه دانش آموزان ايران در سال چهارم در درس علوم داراي عملكرد مطلوب تري مي باشند .

درپايه‌ي‌چهارم دبستان بين متوسط عملكرد دختران (426 ) وپسران (406 ) در درس علوم تفاوت معنا داري وجوددارد ودراين درس عملكرددختران از پسران بالاتراست‌اما در درس رياضي تفاوتي مشاهده نشده است .

در سوالات تكرار شده (روند )عملكرد دانش آموزان سال چهارم كشورمان در درس علوم در تيمز 2003 تفاوت معنا داري با تيمز 1995 داشته است اين در حالي است كه در درس رياضيات تغييري در عملكرد دانش آموزان در سوالات تكراري شده (روند )ايجاد نشده است ونتايج مشابهي به دست آمده است .

 

جمعيت شماره  2(سوم راهنمايي )

علوم  

متوسط عملكرد دانش آموزان سوم راهنمايي ايران 453 است اين در حالي است كه متوسط عملكرد بين المللي 474 است وفاصله ي عملكرد دانش آموزان ايران از متوسط بين المللي 21 نمره مي باشد. عملكرد دانش آموزان سوم راهنمايي ايران در درس علوم بين 46 كشور داراي رتبه ي 30 است .

21 كشور داراي عملكرد پايين تر از ميانگين هستند .كه كشور ايران تا ميانگين بين المللي 4 كشور فاصله دارد واز 16 كشور عملكرد بالاتري دارد .

بالاترين عملكرد در بين كشورهاي عضو  پروژه تيمز به ترتيب به كشورهاي سنگاپور ،چين تايپه ،جمهوري كره ،استوني وژاپن تعلق دارد كه سنگاپور با متوسط عملكرد 578 داراي بالاترين عملكرد است .متوسط عملكرد دانش آموزان سوم راهنمايي در سوالات روند در درس علوم در تيمز 1995 معادل 463 ،در تيمز 1999 معادل 448 ودر تيمز 2003 معادل 453 مي باشد مقايسه ي عملكرد دانش آموزان ايران در سه دوره نشانگر افت در سال 1999 مي باشد وعملكرد دانش آموزان كشورمان در سال 2003 بهبود مجددي را نسبت به سال1999 نشان مي دهد ،اما همچنان از سال 1995 پايين تر مي باشد .

16 كشور شركت كننده در اين پروژه ،نسبت به دوره قبل ،عملكرد بالاتر و10 كشور داراي عملكرد پايين تر نسبت به دوره قبل بوده اند وما بقي كشورها از جمله ايران تفاوت معنا داري را نشان نداده اند.

در 7كشور ،متوسط عملكرد دختران ،بالاتر از پسران گزارش شده است ودر 33 كشور متوسط عملكرد پسران بالاتر از دختران مي باشد ،كه بالاترين عملكرد پسران در كشور غنا وبالاترين عملكرد دختران در كشور بحرين گزارش شده است .در بقيه كشورها تفاوت جنسيتي معنا داري به دست نيامده .

26 كشور گزارش داده اند كه در حال تجديد نظر در برنامه ي درسي خود هستند كه در جمهوري اسلامي ايران جز اين كشورها نمي باشد .

دانش آموزان سوم راهنمايي جمهوري اسلامي ايران 98 ساعت از ساعات آموزشي خود را در سال به آموزش علوم مي پردازند اين در حالي است كه ميانگين بين المللي 120 ساعت مي باشد .زمان در نظر گرفته شده براي آموزش علوم در ايران 11 درصد كل ساعات آموزشي است كه اين مقدار ،از ميانگين بين المللي (12در صد)يك در صد كمتر مي باشد.

كشورهايي كه بيش ترين زمان را براي آموزش علوم در اين مقطع در نظر گرفته اند شامل فليپين (21 درصد زمان آموزشي معادل 223 ساعت )،لبنان (178 ساعت )،مولداوي (16 در صد زمان آموزشي ،معادل 152 ساعت )جمهوري اسلامي ايران (16 در صد زمان آموزشي معادل 149 ساعت )مي باشد .

 

رياضيات

متوسط عملكرد دانش آموزان سوم راهنمايي جمهوري اسلامي ايران 411 است .در حالي كه متوسط عملكرد بين المللي 467 است .فاصله عملكرد دانش آموزان كشورمان از متوسط بين المللي 56 نمره است .

عملكرد دانش آموزان سوم راهنمايي ايران در درس رياضيات بين 46 كشور داراي رتبه ي 33 است

19 كشور داراي عملكرد پايين تر از ميانگين هستند .دانش آموزان سوم راهنمايي ايران در درس رياضيات 6 كشور تا ميانگين بين المللي فاصله دارند واز 13 كشور عملكرد بالاتري دارند

(چند كشور آسيا ي جنوب شرقي به ترتيب شامل سنگاپور ،جمهوري كره ،هنگ كنگ ،چين تايپه وژاپن در صد جدول وكشورهاي مغرب آفريقاي جنوبي ،غنا ،عربستان سعودي ،بوتسوانا وفليپين به ترتيب در پايين جدول عملكرد 46 كشور قرار دارد (شركت كشورهاي عضو در پروژه ي تيمز در پايه ي سوم راهنمايي اجباري ودر پايه ي چهارم دبستان اختياري ).

متوسط عملكرد دانش آموزان سوم راهنمايي در سوالات روند در درس رياضيات در تيمز 2003 معادل 411 ،در تيمز 99 معادل 422 ودر تيمز 95 معادل 418 به دست آمده است .مقايسه ي عملكرد اين سه دوره حاكي از افت معني دار عملكرد دانش آموزان كشورمان در سال 2003 نسبت به سال 99 است

9 كشور در تيمز 2003 نسبت به تيمز 99 داراي عملكرد پايين تر بوده اند و4 كشور در تيمز 2003 عملكرد بالاتري نسبت به تيمز 99 داشتند .22 كشور بقيه تفاوت معني داري را نشان نداده اند .در 9 كشور (ودر رأس آنها بحرين واردن )متوسط عملكرد دختران بالاتر از پسران گزارش شده است .همچنين در 8 كشور (ودر رأس آنها تونس وغنا )عملكرد پسران بالاتر از عملكرد دختران گزارش شده است .در 19 كشور بقيه ،تفاوت جنسيتي معني داري به دست نيامد.

عملكرد دانش آموزان سوم راهنمايي در حوزه هاي مختلف رياضيات حاكي از عملكرد بالا براي درس هندسه وعملكرد پايين براي حوزه ي سنجش است ساير حوزه ها حول ميانگين هستند .

از ميان 46 كشور شركت كننده ،17 كشور برنامه ي درسي رياضيات سوم راهنمايي خود را از سال 2000 ميلادي تا 2002 (پس از تيمز –آر در سال 99 )تدوين كرده اند .11 كشور برنامه درسي خود را بين سال هاي 95 تا 99 (پس از تيمز 95 )ميلادي تدوين كرده اند .9 كشور در سال 90 تا  94 ميلادي برنامه درسي خود را ارايه كرده اند .جمهوري اسلامي‌ايران در سال 1985 اقدام به ارايه برنامه درسي‌جديد خود نموده است .تنها 2 كشور ،مانند ايران برنامه درسي را بين سال هاي 1985 تا1989 ارايه داده اند همچنين 3 كشور ،برنامه درسي رياضي سوم راهنمايي خود را بين سال هاي 1980 تا 1984 تدوين كرده اند.

37 كشور برنامه درسي رياضي سوم راهنمايي را بين سا ل هاي 1990 تا 2002 ميلادي تدوين كرده اند .ايران در اين زمينه رتبه ي 38 را دارد.

29 كشور در سال 2002 گزارش داده اند كه برنامه درسي رياضيات خود را مورد تجديد نظر قرار داده اند .متاسفانه ايران جز اين كشور ها نيست با توجه به اين كه برنامه درسي رياضيات سوم راهنمايي ،18 سال پيش ارايه شده ودر سال 2002 يا 1382 نيز تجديد نظر نشده است ،مي توان يكي از علل عملكرد ضعيف ايران را به محتوا ي برنامه درسي مربوط دانست .وشركت در تيمز 95 وتيمز 99 منجر به تغيير برنامه درسي در رياضيات سوم راهنمايي در ايران نشده است كه جاي تامل دارد .

(دانش آموزان سوم راهنمايي در درس رياضيات 119 ساعت در سال به آموزش در كلاس مشغول هستند در حالي كه ميانگين جهاني 127 ساعت است .البته اين مقدار وقت در نظر گرفته شده براي تدريس رياضيات در سال معادل 12 در صد ساعات آموزشي است كه با ميانگين بين المللي تفاوت ندارد .

اين كه دانش آموزان سال سوم راهنمايي كشورمان از نظر ساعات آموزش رياضيات در حد ميانگين بين المللي هستند ،با در نظر گرفتن عملكرد پايين تر از ميانگين بين المللي (از 6 كشور )قابل بررسي است .

توجه به ساعات آموزش رياضيات كشور هاي رتبه ي اول تا پنجم رياضيات تيمز ،حاكي از اختصاص 141 ساعت (13 درصد كل زمان آموزشي )براي چين تايپه و139 ساعت (15درصد كل زمان آموزشي )براي هنگ- كنگ است كه بش تر از ميانگين بين المللي 127 ساعت (12در صد كل زمان آموزش )براي آموزش رياضيات وقت اختصاص داد ه اند .البته كشورهاي كره جنوبي با 109 ساعت (9درصد كل زمان آموزشي )كمتر از ميانگين بين المللي، براي آموزش رياضيات وقت اختصاص داد ه اند .در نتيجه مي توان گفت كه بين ساعات آموزش رياضيات ورتبه هاي اول تا پنجم تيمز ،الگو ي يكساني وجود ندارد ومقايسه ي نمرات دانش آموزان سال سوم راهنمايي كشورمان در دروس مختلف نشان مي دهد كه دانش آموزان كشورمان در درس رياضي داراي تفاوت كمتري با ميانگين بين المللي هستند واز اين جهت در درس رياضي عملكرد بهتري دارند .نمرات دانش آموزان ايران در درس علوم ورياضي افت معنا داري را در سال 2003 نسبت به سال 1995 نشان مي دهد كه ميزان اين افت در پسران بيش از دختران مي باشد (در پايه سوم راهنمايي) بين عملكرد دختران وپسران تفاوت معنا داري وجود ندارد.

|+| نوشته شده توسط گروه رياضي سازمان آ پ شهرستانهاي تهران در چهارشنبه چهاردهم آذر 1386 ساعت 12:7 |

عدد اول

فرمول اعداد اول کشف شد...

پروفسور ایرانی « سید محمد رضا هاشمی موسوی » فرمولی برای محاسبه ی اعداد اول بدست آورده است.

 

این خبر در سایت ها و وبلاگ های زیر آمده است :

سایت شخصی جناب آقای سید محمد رضا هاشمی موسوی

یاد داشت های یک دبیر ریاضی

هوش مصنوعی ورباتیک

ریاضیات زیباست 2

|+| نوشته شده توسط گروه رياضي سازمان آ پ شهرستانهاي تهران در چهارشنبه چهاردهم آذر 1386 ساعت 11:6 |

تفکیک حساب و هندسه
با  توجه به بخشنامه ی شماره ی ۲۶/۲۲۸۸۱۸  مورخه ی  ۲۰/۸/۱۳۸۶  امتحانات

از  کلیه  مناطق خواسته  شده  است:

                    آزمون  نوبت  اول  ریاضی  در  مقطع  راهنمایی  در  سال  جاری  به  صورت

  دو آزمون  جداگانه ی  حساب ( ۱۳ نمره ) و  هندسه ( ۷ نمره با  احتساب  نمره ی  رسم

  و در  دو  روز  مجزا  برگزار  گردد.

 (کشیدن رسم  در سر  جلسه  امتحانی هندسه  توسط  دانش آموزان  الزامی  بوده  و  یک  نمره ی آن  متعلق به امتحان  هندسه  ی   است.)  

 

|+| نوشته شده توسط گروه رياضي سازمان آ پ شهرستانهاي تهران در چهارشنبه هفتم آذر 1386 ساعت 11:50 |

نامه لینکن (رییس جمهور آمریکا ) به معلم پسرش

نامه‌ی آبراهام لينکلن به معلمان پسرش

 

 به پسرم درس بدهید. او باید بداند که همه‌ی مردم، دادگر و همه آن ها روراست

 

نیستند.اما به پسرم بیاموزید که به ازای هر انسان بدکار، انسان خوب هم وجود

 

دارد.به او بگویید به ازای هر سیاستمدار خودخواه، سیاستمدار جوانمردی هم

 

 یافت می‌شود.

 

 به او بياموزيد اگر با کار و زحمت خويش يک دلار کسب کند، بهتر از آن است که

 

 جايي روي زمين، پنج دلار بيابد. به او بياموزيد که از باختن پند بگيرد و از پيروز

 

 شدن لذت ببرد.او را از غبطه خوردن بر حذر داريد. به او نقش و تاثير مهم

 

خنديدن را يادآور شويد.اگر مي توانيد به او نقش موثر کتاب در زندگي را آموزش

 

دهيد. به او بگوييد بينديشد، به پرندگان در حال پرواز در دل آسمان دقيق شود، به

 

گلهاي درون باغچه و زنبورها که در هوا پرواز مي کنند دقيق شود و بنگرد.به

 

پسرم بياموزيد که در مدرسه بهتر اين است که مردود شود اما با تقلب به قبولي

 

نرسد.به پسرم ياد بدهيد با ملايم ها ملايم و با گردن کش ها گردن کش باشد.به او

 

بگوييد به باورهايش باور داشته باشد. حتي اگر همه بر خلاف او حرف بزنند. به

 

پسرم ياد بدهيد که همه ي حرف ها را بشنود و سخني را که به نظرش درست مي

 

رسد برگزيند.

 

ارزش هاي زندگي را به پسرم آموزش دهيد. اگر مي توانيد به پسرم ياد بدهيد که

 

در اوج غم و اندوه لبخند به لب داشته باشد.به او بياموزيد که از اشک ريختن

 

خجالت نکشد.به او بياموزيد که مي تواند براي انديشه و شعورش مبلغي تعيين

 

کند، اما قيمت گذاري براي دل بي معناست.به او بگوييد که تسليم هياهو نشود و

 

اگر خود را بر حق مي داند پاي سخنش بايستد و با همه­ي نيرو مبارزه کند. در کار

 

آموزش به پسرم نرمي به خرج دهيد اما از او يک نازپرورده نسازيد بگذاريد

 

شجاع باشد. به او بياموزيد که به مردم باور داشته باشد. توقع زيادي است اما

 

ببينيد که چه مي توانيد بکنيد.

|+| نوشته شده توسط گروه رياضي سازمان آ پ شهرستانهاي تهران در چهارشنبه هفتم آذر 1386 ساعت 10:59 |

چند سوال:

چند سوال:

 

سواد فرهنگی شما چقدر است؟

سواد، شالوده‌ي آگاهي‌ها و تفكر انسان‌هاست.طبق تعريف، سواد به طيفي از توانمندي‌هاي موردنياز براي برقراري ارتباط با ديگران از طريق گفتگو، خواندن، نوشتن و استفاده از رياضيات اطلاق مي‌شود كه با به‌كارگيري رسانه‌ها و فناوري‌هاي مختلف به ظهور مي‌رسد و هدف آن ارتقاي زندگي روزمره‌، مشاركت جمعي، حل مسائل بشري و توسعه‌ي ظرفيت‌هاي فردي و اجتماعي انسان و جامعه‌ي اوست.

 

ترديدي نيست كه دستيابي به اهداف توسعه‌اي كشور، مستلزم پرورش شهرونداني است كه از سواد مفيد و كافي برخوردار باشند. به‌سادگي مي‌توان نشان داد كه فرآيند تحقق اين الزام با طراحي يك "استراتژي ملي سوادافزايي" آغاز مي‌شود (درست مشابه تازه‌ترين تجربه در ايالات متحده‌ي آمريكا). اين استراتژي نه تنها فرآيند تجديد ساختار نظام آموزشي كشور در مقاطع مدرسه‌اي، فني و حرفه‌اي، و دانشگاهي را هدايت مي‌كند، بلكه رهنمودهاي لازم براي تجديد ساختار و نقش‌آفريني نوين رسانه‌هاي جمعي كشور ـ به‌ويژه رسانه‌ي ملي (صدا و سيما)ـ را به روشني ترسيم مي‌كند.طراحان اين استراتژي (به‌عنوان بخشي از استراتژي كلان فرهنگي كشور)، با پنج سوال اساسي زير روبرو خواهند بود:

 

1. انواع سوادهاي مفيد كدامند؟

 

2. منظور از "سواد مفيد و مكفي" چيست؟

 

3. "سبد سواد" شهروندان فرهيخته‌ي كشور بايد حاوي چه نوع سوادهايي باشد؟

 

4. توسعه‌ي هر نوع سواد مفيد مستلزم اجراي كدام برنامه‌هاي آموزشي است؟­

 

5. انواع سوادهاي مفيد با چه استانداردهايي سنجيده مي‌شوند؟

 

طي دهه‌هاي اخير، پژوهشگران موفق به كشف و معرفي  بيش از 34 نوع سواد مفيد و مدرن شده‌اند كه سواد علمي به‌معناي مصطلح در نظام آموزشي ما، تنها يكي از آن‌ها محسوب مي‌شود!از جمله‌ سوادهاي مفيد و مدرن مي‌توان به سواد فرهنگي، سواد اجتماعي، سواد سياسي، سواد اقتصادي، سواد رسانه‌اي، سواد نقادي، سواد اطلاعاتي، سواد كامپيوتري، سواد اينترنتي، سواد محيط كار، سواد خانوادگي، سواد نظامي، سواد بهداشتي، سواد محيطي(اكولوژيك)، سواد فيلم‌شناسي، سواد قانوني، سواد هنري، سواد شبكه‌اي و به‌ويژه "سواد فنآوري" اشاره كرد كه هر يك تعريف، استانداردها و راهكارهاي توسعه‌اي خاص خويش را دارند.

 

مفهوم سواد فرهنگي، نخستين بار توسط انديشمند برجسته‌اي به نام هيرچ در سال 1982 تعريف شد. وي در كتاب معروف خود با عنوان "سواد فرهنگي: آن‌چه هر آمريكايي بايد بداند" استدلال مي‌كند كه سواد فرهنگي در جامعه‌ي آمريكا، مشتمل بر شناخت كافي از ۵۰۰۰ موضوع مختلف است كه مثلاً يكي از آن‌ها شناخت امام خميني‌(ره) است.

 

سواد فرهنگي از دو منظر قابل بررسي است:

 

1. از منظر "درون‌جامعه‌اي"كه مشتمل بر شناخت عناصر اساسي تشكيل‌دهنده‌ي فرهنگ ملي و شناخت آن‌دسته از عناصر جهاني است كه بر فرهنگ ملي تأثيرگذار هستند.

 

2. از منظر "برون‌جامعه‌اي" كه به‌معناي برخورداري از سواد فرهنگي در مورد ساير ملت‌هاست.

 

 

 

                                                                                       منبع:

 

                                                                                       محمدرضا میرزاامینی، سواد فرهنگی: شالوده توسعه ملی، اندیشگاه شریف ، 1385

 

http://www.sharifthinktank.com/

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 چگونه می‌توانید یک مخترع یا نوآور شوید؟

 

اکثر مردم معتقدند اختراع و نوآوری ذاتی است و بسیاری از مسایل پیچیده را فقط این‌گونه افراد خلاق می‌توانند حل کنند؛ راه‌حل‌های خلاقانه به افراد الهام می‌شود و قابل‌تقلید نیستند.این دیدگاه، منتقدانی همچون گنریش آلتشولر نیز داشته است.

 

اگرچه در بعضی موارد، افراد بسیار استثنایی را می‌بینیم اما به وضوح دریافته‌اید که نوآوران و خلاقان، از روش و ساختار فکری متفاوتی، نسبت به افراد عادی جامعه، برخوردارند. گنریش آلتشولر با مطالعه و تحلیل صدهاهزار اختراع ثبت‌‌شده در سطح جهان (هم‌چنان این مطالعات ادامه دارد) دریافت اصول ثابتی بر تمامی این ابداعات حاکم است و می‌توان طرز تفکر مخترعان را فرموله کرد. به‌علاوه به کمک این اصول، هر کسی می‌توان بدون سعی و خطا، مساله را حل نماید.

 

او متوجه 5 اصل اساسی در نوآوری و اختراع شد که عبارتند از:

 

1. وجود تضاد: تلاش در جهت رفع تضادهای موجود بین شرایط

 

2. ایده‌آل‌گرایی: حرکت به سمت ایده‌آل‌ها، کاهش ویژگی‌های منفی و افزایش مثبت‌ها

 

3. کارکردگرایی: تلاش جهت فهم و دستیابی به کارکردهای اساسی موردنیاز نه صرفاً راه‌حل‌ها

 

4. منابع: تلاش جهت استفاده بهینه از منابع دردسترس

 

5. فضا، زمان و تعامل: نگاه به سیستم از زوایای مختلف

 

آلتشولر بیان کرد که ما همیشه جهت حل تضادها نیازمند خلاقیت هستیم (تضاد فنی یا فیزیکی) و باید به دنبال بیشینه‌کردن ویژگی‌های مثبت و کمینه‌کردن ویژگی‌های منفی پیش برویم؛ کارکردهای اصلی که ثابت هستند را مد نظر قرار دهیم نه راه‌حل‌ها که متغیرند؛ از امکانات و منابع موجود و دردسترس نهایت استفاده را ببریم و به مساله از تمامی زوایای ممکن نگاه کنیم.

 

او نهایتاً 40 اصل اساسی یا راه‌حل کلی ارایه کرده است که اگر شما مساله خود را به خوبی در قالب پارامترهای فنی تعریف کنید می‌توانید از آن‌ها استفاده نموده و به سرعت مساله را حل کنید.بدین ترتیب، شما می‌توانید با یادگیری کامل این روش حل خلاقانه مسایل، به یک مخترع و نوآور تبدیل شوید.

 

                                                        منبع:

 

گنریش آلتشولر، الگوریتم نوآوری، محمدحسین سلیمی‌نمین، موسسه مطالعات نوآوری و فناوری، 1381

 آیا می‌توان کودکانی ذاتاً خوشبخت به دنیا آورد؟

 

خوشبختی، آرزوی همیشگی تمامی انسان‌ها بوده و هست.اگر هدف تمامی تلاش‌های انسان از طریق آموزش، کار، پول، زیبایی، هوش و استعداد، رسیدن به خوشبختی و شادی است پس چرا نکوشیم به کمک مهندسی ژنتیک، از آغاز کودکانی ذاتاً خوشبخت به دنیا بیاوریم؟

 

دانشمند برجسته، میهالی سیکزنتیمیهالی، در کتاب اخیر خود تحت عنوان "پنجاه سال آینده"(فصل:آینده خوشبختی)بیان می‌دارد از دو دهه‌ی اخیر مطالعات زیادی راجع به الگوی خوشبختی و نحوه دستیابی به آن، در حال انجام است.پژوهشگران معتقدند خوشبختی در میان فرهنگ‌ها و جوامع مختلف، متفاوت است و نمی‌توان نسخه واحدی برای همه پیچید.

 

به‌علاوه منتقدان معتقدند شاید احساس خوشبختی همیشگی، چندان جالب و مفید نباشد و از نظر روانشناسی بهتر است انسان تمامی احساسات غم، شادی، درد، شکست، موفقیت، ناراحتی، تاسف، ترس و امثالهم را با هم داشته باشد. آنان معتقدند فرآیند دستیابی به خوشبختی، خود از ارزش بالایی برخوردار است و به زندگی انسان معنا می‌بخشد.بعضی دیگر نیز معتقدند این کار به ایجاد جامعه‌ای یک‌شکل و همسان منتهی می‌شود که نهایتاً فاجعه است.

 

میهالی معتقد است مقاومت‌های زیادی در مقابل چنین ایده‌ای انجام خواهد شد و به سختی قابل اجرا است. اما به نظر شما اگر این ایده، عملی شود، تمامی پدرومادرها برای آن‌که کودکانی به دنیا بیاورند که از همان کودکی، احساس خوشبختی و موفقیت بکنند هجوم نخواهند آورد؟

 

 

 

                                                                              منبع:

 

Milhaly Csikszentmihaly, The Next Fifty Years, Vintage Books, 2002

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 آیا می‌توانید فکر و شخصیت دیگران را با نگاه بخوانید؟

 

آیا می‌دانید طرز راه‌رفتن و قدم‌زدن شما منحصر به فرد است؟ ریتم حرکات بدن افراد همچون اثر انگشت، تصویر قرنیه و حالت صورت آنان یکتا است. پژوهشگران دانشگاه جورجیای آمریکا در حال توسعه فناوری‌ای هستند که به کمک آن می‌توان از طرز راه‌رفتن افراد به هویت، شخصیت، افکار و نیت مردم پی برد.

 

پلیس، نیروهای امنیتی، و نیروهای دفاعی می‌توانند به کمک یک رادار کوچک که طرز حرکات شما را قبل از رسیدن به ورودی ساختمان یا هر جای دیگری، به کمک رایانه مورد تجزیه و تحلیل قرار داده، هویت شما را شناسایی کرده و سوابق اجتماعی و امنیتی شما را بررسی نمایند.در نتیجه می‌توانند قصد و نیت شما را قبل از هر اقدام احتمالاً ناشایستی پیش‌بینی کرده و تمهیدات لازم را تدارک ببینند.

 

در پشت این تحقیق، وزارت دفاع آمریکا (موسسه دارپا) و سازمان‌های امنیتی آمریکا قرار دارند که می‌کوشند از طریق این فناوری، از حملات تروریستی احتمالی جلوگیری نمایند. مدیران امنیتی معتقدند بهتر است قبل از اینکه بخواهیم از این سیستم به صورت کاملاً مستقل استفاده کنیم، آن را به صورت مکمل سایر سیستم‌های موجود همچون روش‌های بیومتریک و تشخیص چهره بکار بندیم. چون هنوز این سیستم از دقت کامل برخوردار نیست.

 

 

 

                                                           منبع:

 

Hope Cristol, Georgia Institute of Technology, USA, 2003: http://www.gatech.edu/

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 چگونه می‌توانید همچون نوابع بیاندیشید؟

 

در مواجهه با مسایل و مشکلات چه می‌کنید؟ از آن‌ها فرار می‌کنید یا سعی می‌کنید آن‌ها را حل کنید؟ فکر می‌کنید صرفاً افراد باهوش قادرند مسایل را به بهترین شکل ممکن حل کنند یا این‌که هر کسی می‌تواند این کار را بکند؟ آیا دقت کرده‌اید چقدر تجربیات گذشته شما در رویکرد شما به مسایل موثر است؟

 

از گذشته، مطالعات زیادی راجع به هوش و خلاقیت در جهان انجام شده است و زندگی نوابغ به صورت جدی و عمیق مورد بررسی قرار گرفته است. اما هنوز به قطع نمی‌توان گفت که فرمول کلی برای طرز تفکر آنان وجود دارد. به‌علاوه اکثر مردم فکر می‌کنند که آنان، افرادی با توانایی‌های ژنتیکی کاملاً متفاوت هستند یا این‌که از ضریب هوشی بسیار بالایی برخوردارند.

 

مطالعات نشان می‌دهد که الزاماً هوش و خلاقیت، رابطه‌ی مشخصی با یکدیگر ندارند و یک فرد خلاق الزاماً باهوش نیست و بالعکس. ما عموماً یاد می‌گیریم که چگونه براساس روش‌های حل مساله‌ای که آموخته‌ایم و تجربیات گذشته خود، به سرعت راه‌حلی تضمین‌شده را برای مساله‌ی پیش رو بازآفرینی نماییم.اما نوابغ، براساس تفکری واگرا، تمامی راه‌حل‌های ممکن برای یک مساله را در ذهن خود خلق و مورد ارزیابی قرار می‌دهند و ابداً نمی‌کوشند صرفاً براساس یک راه‌حل متداول به جواب برسند. آنان سعی می‌کنند راه‌حلی جدید بیافرینند.

 

از مطالعه گسترده الگوهای فکری نوابغ و ابرخلاقان جهان، هشت راهبرد فکری مشترک بدست آمده است که ما هم می‌توانیم در زندگی خود بکار بگیریم و به دیگران آموزش دهیم:

 

1. نوابغ از دریچه‌های مختلف به مساله نگاه می‌کنند (نگرشی نو و متفاوت).

 

2. نوابغ، افکار خود را به تصویر می‌کشند (در قالب یک طرح، نمودار، فرمول یا شکل).

 

3. نوابغ بسیار تولید می‌کنند (تولید فراوان و مستمر ایده‌ها).

 

4. نوابغ، ترکیباتی بدیع و جدید می‌آفرینند (راهکارها را ترکیب می‌کنند).

 

5. نوابغ، روابط را تقویت می‌کنند (ارتباط‌دهی موضوعات نامربوط).

 

6. نوابغ، به تضادها می‌اندیشند (اعتقاد هم‌زمان به مواضع متضاد و شناوری ذهن).

 

7. نوابغ، استعاری می‌اندیشند (کشف تشابهات مقولات متفاوت).

 

8. نوابغ، خود را برای فرصت‌ها مهیا می‌کنند (نهراسیدن از شکست و رویارویی با شرایط جدید).

 منبع:

 

Michael Michalko, “Thinking Like a Genius”, in the Exploring your Future, Maryland, World Future Society, 2000  :  برگردان: محمدرضا میرزاامینی

 چگونه می‌توان آینده‌ای مطلوب داشت؟

 

چقدر در خلق آینده‌ی خود نقش دارید؟ آیا زندگی بشر را جریانی پیوسته می‌دانید و آینده را حاصل حال و گذشته می‌دانید؟ آیا فکر می‌کنید می‌شود وقایع آینده را پیش‌بینی کرد؟ فکر نمی‌کنید بشود آینده‌ای مطلوب برای خودمان، سازمان‌مان، کشورمان و کل بشریت، رقم بزنیم؟ قطعاً اگر به جبر تاریخ اعتقاد نداشته باشید و اراده و اختیار خود را باور کنید، می‌توانید قدمی در این راستا بردارید. اما چگونه؟

 

علم نوظهور آینده‌پژوهی، شما را قادر می‌سازد تا آینده‌ای بهتر برای خود بسازید.آینده‌پژوهی، دانش و معرفتی است چشم مردم را نسبت به رویدادها، فرصت‌ها و مخاطرات احتمالی آینده باز نگه می‌دارد؛ ابهام‌ها، تردیدها، و دغدغه‌های فرساینده‌ی مردم را می‌کاهد؛ توانایی انتخاب‌های هوشمندانه‌ی جامعه و مردم را افزایش می‌دهد؛ و به همگان اجازه می‌دهد تا بدانند به کجاها می‌توانند بروند (آینده‌های اکتشافی)؛ به کجاها باید بروند (آینده‌های هنجاری)و از چه مسیرهایی می‌توانند با سهولت بیشتری به آینده‌های مطلوب خود برسند (راهبردهای معطوف به آینده‌سازی).

 

آینده‌پژوهی، در حقیقت، دانش شکل‌بخشیدن به آینده به‌گونه‌ای آگاهانه، فعالانه و پیش‌دستانه است؛ همان دانش و معرفت سترگی که می‌تواند بذر رویاها، آرزوها و آرمان‌های نجیب و اصیل یک فرد، سازمان و یک ملت را بارور سازد. از جمله، رایج‌ترین فنون آینده‌پژوهی می‌توان به این موارد اشاره کرد:

 

· دیده‌بانی (پایش و رصد مستمر تغییرات جهانی)

 

· روندیابی (شناسایی، پایش و برون‌یابی روندها)

 

· سناریوپردازی

 

· نظرخواهی و مشاوره (دلفی)

 

· مدل‌سازی و شبیه‌سازی‌های رایانه‌ای

 

· تحلیل تاریخی

 

· توفان فکری (هم‌اندیشی)

 

· چشم‌اندازپردازی (خلق آینده‌های ممکن و مطلوب)

 

· مطالعات ترازیابی (ارزیابی مستمر فاصله خود با رقبا و پیشروان)

 

 

 

                                                                                        منبع:

 

                                                                                        عقیل ملکی‌فر و همکاران، الفبای آینده‌پژوهی، اندیشکده صنعت و فناوری، 1385

 

 

 

 

 آیا می‌توان قبل از مرگ، به بهشت سفر کرد؟

 

بهشت، آرمان‌شهری است که در تخیلات هر انسانی وجود دارد. در اسلام و بعضی دیگر از ادیان، به انسان‌ها وعده داده می‌شود که اگر درستکاری پیشه کنند، بعد از مرگ به یک زندگی جاودانی کامل و زیبا در کنار خداوند دست خواهند یافت.البته بسیاری از مردم غرب معتقدند این ایده‌ای جهت گریز از ناملایمات زندگیِ امروزِ افراد فقیر و توجیه مشکلات جوامع عقب‌مانده است. آنان معتقدند که باید بهشت را در همین دنیا ساخت و از آن لذت برد.

 

همین ایده‌ی بهشت، باعث شده است تا شرکت‌های جهانگردی بکوشند با کشف یا ایجاد مکان‌های زیبایی با امکانات کامل، به جلب توریست‌ پرداخته و کسب درآمد نمایند.طراحی سفرهایی با کشتی‌های پیشرفته و بزرگ با امکانات گسترده، به جزایری دل‌فریب به نام "بهشت خصوصی" امروز به کسب‌وکاری روبه‌رشد در کشورهای پیشرفته تبدیل شده است.

 

شرکت خطوط کشتی‌رانی دیسنی، جزیره‌ای رویایی را تصور و به صورت مهندسی ساخته است که سرزمینی سرسبز با سواحلی پوشیده از ماسه سفید است. شما می‌توانید با کشتی‌های عظیم 2600 نفره کوئین ماری 2 (ملکه مریم) سفر دل‌پذیری را تجربه نمایید. اخیراً یک شرکت جهانگردی چینی نیز سفری کامل با کشتی‌های پیشرفته و بانوانی زیبا برای مردان ثروتمند، راه‌اندازی نموده است که هزینه آن بسیار بالاست (بهشتی شناور).

 

 

 

                                                                                                                              منبع:

 

Marvin Cetron, Futurist Magazine, 2003 

 

http://disneycruise.disney.go.com/dcl/en_US/index

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 آیا کره زمین، موجودی زنده است؟

 

هر موجود زنده، متشکل از هزاران، میلیون‌ها و میلیاردها سلول و عنصر زنده است همانند میکروب‌ها، حشرات، حیوانات، گیاهان، انسان‌ها و امثالهم.در واقع، هر موجود زنده، خود از میلیون‌ها و میلیاردها موجود زنده دیگر تشکیل شده است.شما یک قلب زنده، یک مغز زنده، یک ریه زنده، یک معده زنده و مواردی از این دست دارید که خود آن‌ها هر یک، متشکل از میلیون‌ها و میلیاردها بخش زنده دیگر است.

 

با این حساب، چرا خود "زمین"نمی‌تواند یک موجود زنده باشد؟ زمینی که دربردارنده‌ی میلیاردها موجود زنده دیگر است؛ تنفس می‌کند؛ تکان می‌خورد؛ عطسه می‌کند؛ آب می‌خورد؛ و ...؟

 

یک دانشمند برجسته آمریکایی به نام جیمز لاولاک، در پی تحقیقاتی که برای سازمان هوافضای آمریکا (ناسا)راجع به حیات در مریخ انجام می‌داد به این مفهوم انقلابی دست یافت و آن را در کتابی تحت عنوان "گایا: نگاهی جدید به زندگی روی زمین" (سال 1979 میلادی) منتشر کرد (کتاب‌‌های جدیدی راجع به این مفهوم نیز توسط همین نویسنده منتشر شده است).گایا که در یونانی به معنای الهه زمین است و تعبیری برای نشان‌دادن زنده‌بودن کره زمین است.تعابیر مشابهی در قرآن نیز راجع به زنده‌کردن زمین توسط خداوند (در آغاز خلقت) وجود دارد.

 

این دیدگاه که پایه‌های علمی دارد و زمین را سیستمی سایبرنتیکی تعریف می‌نماید، منتقدانی نیز دارد و بحث راجع به آن ادامه دارد. اما پیامد چنین دیدگاهی جدید و پارادایمی انقلابی راجع به محیطی که در آن زندگی می‌کنیم چیست؟ قطعاً باید نوع نگاه نوع ما به زمین، مراقبت از محیط زیست، و نحوه رفتار ما در زندگی دستخوش تغییراتی جدی شود.

 

 

 

                                                                                             منبع:

 

James Lovelock, “Gaia: A New Look at Life on Earth”, 1979

 

 

 

 

 

 

 فکر می‌کنید شما باهوش‌تر هستید یا این روبات؟

 

فکر می‌کنید اگر در یک آزمون هوش شرکت کنید ضریب هوشی شما چند باشد؟ فکر می‌کنید امکان دارد ضریب هوشی یک دستگاه بی‌روح شامل مجموعه‌ای از سیم و پیچ و فلز، از شما بیشتر باشد؟

 

اگرچه شاید هیچ‌گاه ماشین به سطح توانایی‌های فکری ما انسان‌ها نرسد اما روبات هوشمندی توسط دانشگاه پلی‌تکنیک رِنسلیر آمریکا ساخته شده است که ممکن است در یک امتحان آزمون هوش، کنار دست شما بنشیند و در آن امتحان، نمره بالاتری از شما بدست آورد!

 

این روبات هوشمند که پِری نام دارد می‌تواند به کمک آخرین دست‌آوردهای هوش مصنوعی و تجهیزات حسیِ خود، ببیند، استدلال کند و رفتار مشخصی از خود نشان دهد. مهارت‌های این روبات آن‌قدر زیاد است که در آزمون‌های هوش، "نمره طلایی"گرفته است.به ویژه، به خاطر سرعت بالای خود در تحلیل علایم و نشانه‌های مختلف، از عملکرد زمانی بسیار بالاتری از انسان برخوردار است. پژوهشگران در حال کار روی این روبات هستند تا در سایر بخش‌های آزمون هوش نیز کاملاً موفق عمل کند مثلاً بتواند قطعات نامرتب یک داستان مصور را به ترتیبی بچیند که داستانی را بیان کند.

 

مدیر این گروه پژوهشی اظهار می‌کند می‌توان به کمک این روبات، نحوه عملکرد ذهن انسان در شرایط مشابه را کشف کرد و پرده از راز مغز انسان گشود.

 

 

 

                                                         منبع:

 

Selmer Bringsjord, Rensselaer Polytechnic Institute, USA, 2003: http://www.rpi.edu/

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 آیا می‌دانید از پشت پارادایم‌هایتان به دنیا نگاه می‌کنید؟

 

 

 

حتماً تا به حال با شرایطی مواجه شده‌اید که در آن افراد مختلف، با نگرش‌هایی کاملاً متفاوت به یک مساله یا واقعه‌ی یکسان می‌نگرند و تصمیماتی کاملاً متفاوت می‌گیرند.شاید افرادی را هم دیده باشید که بسیار تیزبین هستند و از کنار بسیاری از موضوعاتِ ساده و روزمره‌ی زندگی، بی‌تفاوت نمی‌گذرند. آنان به زندگی متفاوت می‌نگرند، راجع به همه چیز حساس هستند و فکر می‌کنند، و برای مسایل پیش‌آمده راه‌حل‌های خلاقانه‌ای ابداع می‌کنند.

 

همه این‌ها از یک واقعیت ذهنی نشات می‌گیرد:"پاردایم".اگر از بحث‌های تاریخی این مفهوم فلسفی بگذریم، می‌توانیم بگوییم "پاردایم"یک چارچوب فکری و نگرش کلی به موضوعات مختلف و نحوه رفتار و رویکرد ما در قالب آن است که به طور اساسی منتج از پیش‌فرض‌ها و باورهای ماست. این چارچوب ذهنی، رویکرد ما به مسایل و قوانین لازم جهت حل آنان را در اختیار می‌گذارد.

 

ژول آرتور بارکر (به عنوان یکی از بنیان‌گذاران مفهوم نوین و کاربردی پاردایم)، معتقد است یک پارادایم جدید به شما می‌گوید که "آگاه باشید!یک بازی جدید شروع شده است".سپس به شما می‌گوید که آن بازی چیست و چگونه می‌توان در آن بازی موفق بود. به اعتقاد او، کلمه بازی، تشبیه ساده و مناسبی از پارادایم است چرا که مفاهیم و ایده اصلی مرز و مسیر را به خوبی منعکس می‌کند. پارادایم به افراد می‌گوید که چگونه طبق قواعد و قوانین بازی کنند.

 

 

 

                   منبع:

 

                   محمدرضا میرزاامینی و حمید علی‌اکبرزاده (اندیشگاه شریف)، پارادایم: تعاریف، مفاهیم، نمونه‌ها، مرکز آینده‌پژوهی علوم و فناوری، 1385

 

http://www.sharifthinktank.com/

 

 

 

 

 

 

 

 

 چرا باید جای خانه، ثابت باشد؟

 

آیا تا به حال، دنبال خرید خانه بوده‌اید؟ خانه‌های نامناسب و قیمت‌های نامعقول، چه احساسی در شما بوجود آورده است؟ راجع به افرادی که تمامی عمر خود را در یک خانه و در یک جا، سر می‌کنند چه فکری می‌کنید؟ آیا خانه‌ی شما با یک حادثه‌ی طبیعی از بین نخواهد رفت؟

 

بررسی تاریخ نشان می‌دهد که انسان، از آغاز خلقت، یک‌جانشین نبوده است و متناسب با شرایط، نیاز و خواست خود، از جایی به جای دیگر نقل مکان می‌کرده است. اما به مرور، کشاورزی و بعد صنعت را آموخت و در نقاط خاصی به ایجاد روستا و شهر پرداخت و جوامع انسانی بزرگی را بنا نهاد.

 

اما شاید در اخبار، راجع به افرادی که سبک زندگی متفاوتی دارند نیز چیزهایی شنیده باشید. کسانی که با موتورسیکلت خود زندگی می‌کنند و هر روز، یک جا ساکن هستند؛ کسانی که با خانواده خود در کانتینرِ (اتاقکِ) متصل به خودروی خود زندگی می‌کنند و وابستگی به یک نقطه‌ی جغرافیایی ندارند؛ افرادی که روی یک قایق یا کشتی کوچک یا بزرگ زندگی می‌کنند و همیشه روی آب در سفر هستند، همانند بعضی افراد ثروتمند که در قایقی روی کانال آب یا رودخانه‌ی مصنوعی متصل‌کننده شهرهای مختلف انگلستان به یکدیگر زندگی می‌کنند.

 

جدای از موارد مذکور که مربوط به سبک زندگی افراد خاصی است، اخیراً خانه‌هایی شناور در هلند ابداع شده است که ثابت نیستند و در صورت بالاآمدن آب یا سیل احتمالی، در آب شناور می‌شوند. این خانه‌ها دارای بالکون یا بهارخواب، پنجره‌هایی سرتاسری از کف زمین تا سقف که کاملاً بیرون را نشان می‌دهد، و اتاق‌هایی پوشیده به عنوان مکان خصوصی خانه، هستند.این خانه‌های ایمن، مناسب برای نقاط ساحلی و مناطق سیل‌خیز است.

 

 

 

                                                                                                         منبع:

 

                                                                                                         محمدرضا میرزاامینی، حمید علی‌اکبرزاده، اندیشگاه شریف، 1385

 

Marvin Cetron, Futurist Magazine, 2003

 

 

 

 

 

 آیا وقت آن نرسیده است که فوتبال تغییر کند؟

 

اگرعلاقمند به ورزش باشید حتماً روزانه، هفتگی و ماهانه، وقت زیادی را صرف ورزش‌کردن یا تماشای مسابقات ورزشی می‌کنید.فارغ از این‌که علاقمند به چه ورزش یا ورزش‌هایی هستید، قطعاً از عملکرد متفاوت و خلاقانه بعضی ورزشکاران یا تیم‌های ورزشی، بیش از بقیه لذت می‌برید. اما عمدتاً شاهد بوده‌اید که در بسیاری از موارد، قوانین سفت‌وسخت حاکم بر مسابقات، عملاً زمینه‌ای برای بروز نوآوری و خلاقیت ورزشکاران و مربیان باقی نمی‌گذارد.

 

شاید به جرات بتوان گفت، فوتبال، به عنوان یکی از محبوب‌ترین ورزش‌ها در سطح جهان و در ایران، بیش از یک قرن است که قوانین کلی آن هیچ تغییری نکرده است، بلکه صرفاً جهت حل بعضی مشکلات و موانع، تغییرات جزئی در آن ایجاد شده است. یعنی، سنت‌گرایی در فوتبال بسیار زیاد است و سیاست‌گذاران، مدیران، ذی‌نفعان و نقش‌آفرینان این عرصه، مقاومت زیادی در مقابل نوآوری و ایجاد تغییروتحولات کلی و جزئی در فوتبال از خود نشان می‌دهند و هر معضل و حق‌کشی را "جذابیت فوتبال" قلمداد می‌کنند!

 

عملاً بخش عمده‌ای از بازی فوتبال، فاقد هر گونه جذابیتی است و بعضاً عملکرد بعضی تیم‌ها، دیگر صدای همه را درمی‌آورد.به همین علت، پیشنهاد می‌کنیم جدای از نوآوری‌هایی که می‌تواند در چارچوب موجود، مثلاً در سیستم یا تاکتیک بازی، اتفاق بیفتد، فیفا می‌تواند تغییروتحولات کلی و جزئی را در فوتبال جهانی ایجاد نماید (تغییرات خاصی در حال بررسی است). از جمله این نوآوری‌ها می‌توان موارد ذیل را برشمرد:

 

· تغییر اندازه زمین، اندازه دروازه، اندازه توپ، زمان بازی و تعداد بازیکنان

 

· تغییر شرایط گل (مثلاً حذف آفساید، برخورد توپ به تیرک دروازه، و امثالهم)

 

· تغییر شرایط برنده و بازنده (حذف مساوی، انتخاب برنده براساس عملکرد در زمین و امثالهم)

 

· ایجاد یک شبکه ارتباطی بی‌سیم بین بازیکنان و مربی (همانند ارتباط بی‌سیم داوران)

 

· نوآوری‌های اساسی همچون وجود دو توپ در زمین (یکی برای هر تیم)، تغییر مستمر دروازه‌ی تیم‌هاو امثالهم.

 

 

 

                                                                                                          منبع       محمدرضا میرزاامینی، حمید علی‌اکبرزاده، اندیشگاه شریف، 1385                                                                     

این سایت با هدف؛

آموزش ریاضیات دوره راهنمایی،حل مسائل،معرفی نکات و ترفندها،نمایش تازه های ریاضی،پاسخ به اشکالات دانش آموزان،معرفی کتاب های مفید،معرفی دانشمندان و بزرگان علم ریاضی،حل تست های تیزهوشان و المپیاد های ریاضی، طرح معماهای ریاضی،سرگرمی و نمایش تازه های علمی و ...

وهر چه به ریاضی و دانش آموزان دوره راهنمایی مربوط می شود، طراحی شده است.

دانش آموزان عزیز می توانند سوالات و اشکالات درسی خود را دربخش نظر ها مطرح نمایند و پاسخ آن را دریافت دارند. امیدوارم که مطالب مطرح شده مورد استفاده دانش آموزان و نیز دبیران محترم قرار گیرد.

از دبیران گرانقدر و دانش آموزان عزیز و نیز اولیاء محترم تقاضا می شود چنانچه مقاله، مطلب و یا نظری در مورد موضوعات مختلف درسی دارند، من را نیز مطلع سازند.

 

 

___________________________________________________

 

آيا  ارتباط  داريد؟

 

سازمان آموزش و پرورش شهر تهران

سازمان پژوهش و برنامه ريزي آموزشي

دفتر برنامه ریزی و تالیف کتب درسی

اداره کل چاپ و توزیع کتابهای درسی

موسسه پژوهش برنامه ريزي درسي و نوآوري هاي آموزشي

دفتر انتشارات کمک آموزشی. رشد

پژوهشكده تعليم و تربيت

سازمان ملي پرورش استعدادهاي درخشان

شبكه ملي مدارس ايران.رشد

كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان

انتشارات مدرسه

آموزش و پرورش،آموزش عالی،حوزه

اخبار آموزش و پرورش جهان

پایگاه علمی وآموزشی فارسی علوم پایه

بانک مقالات فارسی

آینه پژوهش

برای ورود به عصر دانایی

مقالات آموزشی و پرورشی

آموزش نیوز

بانک اطلاعات آموزش و پرورش

تجزيه و تحليل اخبار آموزش و پرورش كشور

گچ ودل فرهنگیان ایران

خانوم اجازه

معلم خبرنگار

كانون فرهنگيان شيراز

فریاد معلم

صدای اعتراض معلم

صدای معلم

معلم و جامعه

وبلاگ جمعي از فرهنگيان قوچان

اتحادیه وبلاگ نویسان فرهنگی بلاگفا

انجمن ناوابسته‌ي فرهنگيان

معلم

قلم معلم

آقا معلم

روزنگار يك معلم

آموزگار

کانون صنفی فرهنگيان قزوين

مـــــــدرســــه

باشگاه دانش پژوهان جوان

باشگاه ریاضی شبکه مدرسه

سایت تبیان

خانه ریاضیات اصفهان

جشنواره جوان خوارزمي

وبلاگ معلمان ریاضی راهنمایی کشور

مطالب زیبای ریاضی

وبلاگی برای زیباییهای ریاضی

ریاضیات سر شار از زیبایی است

وبلاگی پر از معماهای جالب ریاضی

رایانه

اسرار ازل

پیک فرهنگیان ایران

وبلاگ ریاضیات راهنمایی

تالار گفتمان شبكه فيزيك هوپا

معرفی سایت های علمی

 

 

 

|+| نوشته شده توسط گروه رياضي سازمان آ پ شهرستانهاي تهران در چهارشنبه هفتم آذر 1386 ساعت 10:41 |

رابطه ریاضیات و هنر
تبليغات X

من ریاضیات را دوست دارم نه به خاطر اینکه پایه صنعت ما برآن استوار است بلکه به این خاطر که بسیار زیباست ,ریاضیات ,همیشه وهمه جا بلندگوی این شعار است که فعالیت واستعداد آدمی پایان ناپذیر است .

مقدمه :
اهمیت فوق العاده ای که ریاضیات ، در جامعه ی امروزی و در فعالیت گوناگون ترین تخصص ها دارد، بر کسی پوشیده نیست . باوجود این ، خیلی زیاد نیستند کسانی که علاقمند به ریاضیات باشند. البته تنها کسانی که کار و فعالیتشان به ریاضیات مربوط می شود ، علاقمند به ریاضیات نیستندبلکه کم هم نیستند مشتاقانی که ساعت های فراغت خود را ، با ریاضیات می گذرانند. همه ی این ها چه حرفه ای ها و چه علاقمندان ، نه تنها فایده و اهمیت ریاضیات را می شناسند بلکه در ضمن ، به ریاضیات شوق می ورزند و می توانند زیبایی و ظرافتی که در مسأله ها ، قضیه ها و روش های ریاضی وجود دارد را احساس کنند .

احساس و منطق را با هیچ نیرویی نمی توان از هم جدا کرد و هر جدایی ساختگی منجر به تحریف هر دوی آنها می شود . هر احساس اگر احساس واقعی باشد، خردمندانه است چراکه احساس واقعی نمی تواند جدا از اندیشه و خرد آدمی پدید آید.

ارتباط هنر و ریاضی :

هر انسانی از تماشای چشم انداز یک دامنه ی سر سبز آرامش خود را باز می یابد ، در عین حال ، به فکر فرو می رود . شاعر احساس درونی خود را بیان می کند . نقاش با قلم و بوم خود تلاش می کند که دیگران را در شادی خود شریک کند .

گیاه شناس در پی گیاه مورد نظر در رده های خاصی می رود . زبان شناس می خواهد ریشه و سر چشمه ی نام گذاری گیاه و دلیل آن را پیدا کند . داروشناس در جستجوی ویژگی درمانی گیاه است و ریاضی دان نحوه ی قرار گرفتن گل و گلبرگ ها یا اندازه و شکل ها را مورد مطالعه قرار می دهد . ولی هم گیاه عضوی یگانه است و هم انسان و اگر بخواهیم برخورد انسان با گیاه را بررسی کنیم ناچاریم ، به همه ی این جنبه ها توجه داشته باشیم .

ریاضیات و رابطه آن با هنر :

" اشر" نقاش معروف هلندی در سال 1971 میلادی در سن 72 سالگی و یک سال پیش از مرگ خود نوشت :

« وقتی که هوشمندانه با رمز و راز های دور و بر خود برخورد کردم و وقتی به تجزیه و تحلیل مشاهده های خود پرداختم ، به ریاضیات رسیدم . من آموزش جدی در دانش ندیده ام ولی گمان می کنم بیش تر با یک ریاضی دان وجه مشترک داشته باشم تا با یک هنرمند . »

و " رودن" (1840- 1917 ) مجسمه ساز مشهور فرانسوی می گوید :

« من یک رویا پرداز نیستم ، بلکه یک ریاضی دان ام . مجسمه های من تنها به خاطر این خوب اند که ساخته و پرداخته ی اندیشه ی ریاضی اند . »

از آن طرف "ج.ه هاردی" ریاضی دان انگلیسی معتقد است :

« معیار ریاضی دان مانند معیار نقاس یا شاعر ، زیبایی است . اندیشه ها هم مانند رنگ ها یا واژه ها باید در هماهنگی کامل و سازگار با یکدیگر باشند . زیبایی نخستین معیار سنجش است . »

جایگاه هنر در درس ریاضی :

اگر این را بپذیریم که ، تصور و خیال ، یکی از سرچشمه های اصلی آفرینش های هنری است ، آن وقت ناچاریم قبول کنیم که ، در ریاضیات هم ، دست کم عنصر های زیبایی و هنر وجود دارد چرا که مایه ی اصلی کشف های ریاضی ، همان تصور و خیال است .

به قول ولادیمیر ایلیچ نویسنده ی « دفاتر فلسفی » ، تصور و خیال « حتی در ریاضیات هم لازم است ، حتی کشف حساب دیفرانسیل و انتگرال هم ، بدون تصور و خیال ، ممکن نبود . »

با هیچ نیرنگی ، نمی توان از کشش انسان ها به سمت زیبایی ها جلوگیری کرد و آن چه زشت و نازیبا است را جانشین زیبایی ها کرد .

آدمی ، از همان روزهایی که می شنود ، می بیند و درک می کند ، از موسیقی و تقاشی و شعر لذت می برد و چه به صورت لالایی مادر باشد یا آهنگ گوش نواز چایکووسکی ، چه بیتی عامیانه و کوچه باغی باشد یا سرودی از لسان الغیب ، چه هنرمندانه قالی های دست باف باشد و چه ظرافت ها و رنگ های چشم نواز بهزاد و کمال الملک ، همه جا انسان را به سوی خود می کشاند و غرق در آرامش و لذت می کند . ولی همه ی این ها ، یک شرط اساسی دارد و آن ، این است که با آفریده ای از یک استاد هنرمند سروکار داشته باشید و گرنه ، حرکت ناشیانه ی آرشه بر ویلون ، روح شما را می آزارد و ردیف بی ربط واژه های شعر سخن ناشناس ، شما را بیزار و کسل کند . در واقع تمامی عرصه ی ریاضیات ، سرشار از زیبایی و هنر است . زیبایی ریاضیات را می توان ، در شیوه ی بیان موضوع ، در طرز نوشتن ارائه ی آن ، در استدلال های منطقی آن ، در رابطه ی آن با زندگی و واقعیت ، در سر گذشت پیدایش و تکامل آن و در خود موضوع ریاضیات مشاهده کرد .

هندسه ، به مفهوم عام آن ، زمینه ای است سر شار از زیبایی ، می گویند . افلاطون ، تقارن را مظهر و معیار زیبایی می دانست و چون ، گمان می کرد تنها هندسه است که می تواند رازهای هندسه را بر ملا کند و از ویژگی های آن برای ما سخن بگوید ، به هندسه عشق می ورزید و بر سر در آکادمی خود نوشته بود : « هر کس هندسه نمی داند وارد نشود . »

و هنوز هم ، با آن که هنر کوبیسم بسیاری از سنت ها را درهم شکست و زیبایی های خیره کننده ی نا متقارنی را آفرید ، باز هم از قدر و قیمت تقارن چیزی نکاست ، و چه مردم عادی و چه صاحب نظران ، همچنان اوج زیبایی را در تقارن و تکرار می بینند . شاید بتوان گفت که کوبیسم ، مفهوم زیبایی ناشی از تقارن را ، گسترش داده و تکامل بخشیده است .

هندسه ، همچون دیگر شاخه های ریاضیات ، زاده ی نیازهای آدمی است ، ولی در این هم نمی توان تردید کرد که ، در کنار سایر عامل ها یکی از علت های جدا شدن هندسه از عمل و زندگی و شکل گیری آن به عنوان یک دانش انتزاعی ، کشش طبیعی آدمی به سمت زیبایی و نظم بوده است . و هرچه هندسه تکامل بیشتری پیدا کرده و عرصه های تازه ای را گشوده ، نظم و زیبایی خیره کننده ی آن ، افزون تر شده است .

از همین جا است که ، یکی از راه های شناخت زیبایی ریاضیات و به خصوص هندسه ، آگاهی بر نحوه ی پیشرفت و تکامل آن است . مفهوم نقطه و خط راست ، از کجا آغاز شد و چگونه از فراز و نشیب ها گذشت ، تا به ظرافت و شکنندگی امروز رسید . ما در طبیعت دور و بر خود ، نه تنها نقطه و خط راست هندسی ، بلکه دایره مستطیل و کره و متوازی السطوح هم به معنای انتزاعی خود نمی بینیم .

این ذهن زیبا جو و در عین حال ، آفریننده ی انسان بوده است که چنین شکل ها و جسم های به

غایت ظریف و زیبا را ابداع کرده است و سپس کاربرد های عملی زیبا تری هم برای آن ها یافته است .

و در همین جا است که می توان جنبه ی دیگری از زیبایی ریاضیات را جست و جو کرد . ریاضیات با همه ی انتزاعی بودن خود ، بر همه ی دانش ها حکومت می کند و جزء جزء قانون های آن ، همچون ابزاری نیرومند دانش های طبیعی و اجتماعی را صیقل می دهد و به پیش می برد ، تفسیر می کند و در خدمت انسان قرار می دهد .

با چند ضلعی های محدب منتظم ، که نمونه های جالبی از شکل های متقارن اند ، می توان تصویر های جالب و زیبایی به دست آورد . ولی جالب تر از آن ها ، چند ضلعی منتظم مقعر ، یا چند ضلعی منتظم ستاره ای اند . ساده ترین آن ها ، یعنی پنج ضلعی منتظم ستاره ای را به سادگی می توان رسم کرد . بررسی ویژگی های چند ضلعی های منتظم ( محدب و مقعر ) و بدست آوردن شکل های ترکیبی از آن ها ، زمینه ی گسترده ای برای جلب دانش آموزان ، به زیبایی های درس های ریاضی است . از آن جالب تر ، کار با چند وجهی های منتظم است .

نشان دادن فیلم ها و اسلاید ها از چند وجهی های افلاتونی و چند وجهی های نیمه منتظم ، یه ویژه اگر همراه با توضیح ساختمان بلور ها و دانه های برف باشد ، می توانند وسیله ی بسیار خوبی ، برای بیدار کردن احساس زیبایی دوستی دانش آموزان باشد .

ولی نباید گمان کرد که در اشکال نا منتظم نمی توان زیبایی ها را جست جو کرد . نسبت ها و اندازه گیری ها ، زمینه ی بسیار مساعدی است که می تواند موجب رشد احساس زیبایی شناسی دانش آموزان بشود و آن ها را به طرف ریاضیات جلب کند . مسأله های مربوط به ماکزیمم و می نیمم یکی از جالب ترین و دلکش ترین زمینه ها در هندسه است که ، نه تنها نیروی تفکر و استدلال دانش آموز را بالا می برد ، بلکه در ضمن ، احساس هنری و زیبا شناسی او را هم بیدار می نماید .

در هندسه وقتی پاره خطی را طوری به دو بخش تقسیم کنیم که مجذور بخش بزرگتر برابر با

حاصل ضرب تمام پاره خط در بخش کوچکتر باشد ، می گویند که : « پاره خط را به نسبت زرین تقسیم کردیم . » تقسیم پاره خط به نسبت زرین» از دوران یونان باستان شناخته شده بوده است و ریاضی دانان یونان باستان مستطیلی را که روی این دو بخش پاره خط ساخته شود زیباترین مستطیل می دانسته اند و آزمایش فوق توانست درستی نظر ریاضی دانان باستانی را تایید کند .

درباره ی نسبت زرین باید یاد آوری کرد که از همان دوران باستان ، از این نسبت در مجسمه سازی و معماری به فراوانی استفاده می کرده اند . از همان دوران باستان ریاضی دانان در جست و جوی زیباترین راه حل برای مسأله ها بوده اند . در ریاضیات اغلب از اصطلاح زیباترین راه حل یا زیبایی راه حل استفاده می کنند . معلم ابتدا مسأله را به طریق عادی حل می کند و سپس راه حل هوشمندانه و ساده ای را برای حل مسأله وجود دارد ، به دانش آموزان نشان می دهند . از ساده ترین مسأله هایی که در دبستان مطرح می شود ، تا دشوارترین مسأله های سال آخر دبیرستان ، می توان از این شیوه استفاده کرد .

زیبایی شناسی در درس ریاضی :

علاقه به هنر و توجه به زیبایی های طبیعت و زندگی یکی از جنبه های شخصیت انسانی را تشکیل می دهد و این علاقه را می توان ، و باید از همان سال های نخست تحصیل ، شکل دادو تقویت کرد . مبارزه با زیبایی و کشاندن کودکان و نوجوانان به سمت پدیده های اندوه بار و تلاش برای دور نگه داشتن آنها از زیبایی های درون و بیرون خود ، به معنای ستیز با طبیعت انسانی آن هاست ودر بهترین صورت خود موجب یأس و سرخوردگی و یا عصیان و بی بند و باری می شود .

درس های ریاضی می تواند نقش عمده ای در شکوفایی زیبایی شناسی داشته باشد و معلم با تجربه می تواند از هر فرصتی برای تقویت درک هنری دانش آموزان استفاده کند و ظرافت بیشتری به روحیه ی زیبا شناسی آن ها بدهد . کودکان و نوجوانان هر چیز جالب را دوست دارندو در ریاضیات ، موضوع های جالب و زیبا ،فراوان است .

ریاضیات دانشی است منطقی ، دقیق و قانع کننده و همه ی بخش های آن ، مثل حلقه های زنجیر به هم پیوسته اند. سرچشمه ی تأثیر احساسی و هنری ریاضیات را ، باید در قطعی بودن نتیجه گیری ها و عام بودن کاربردهای آن و هم چنین ، در کامل بودن زبان ریاضیات ، شاعرانه بودن تاریخ آن و در مسأله های معمایی و سرگرم کننده ، جستجو کرد .

 

 منبع:سایت علمی دانشجویان ایران

+ نوشته شده در  86/06/21ساعت 20:44  توسط اپسیلون  |  4 پيام همراهی 4 پيام همراهی

چندی پیش در یکی از یادداشتهاتحت عنوان"دو مساله پیکار جو از ریاضیات مقدماتی"دومساله جالب مطرح شد.دراینجا ضمن تشکر از ریاضیدوستانی که تلاش نمودند تا به هردو مساله پاسخ دهند پاسخ زیر ارایه میشود.درضمن میتوانید باضرب طرف دوم  تساوی ها کلید شروع پاسخ ها رابیابید.موفق باشید

 

+ نوشته شده در  86/01/25ساعت 0:47  توسط اپسیلون  |  4 پيام همراهی 4 پيام همراهی

آیا میتوانید عبارات زیر را تجزیه کنید؟

1+x10+x5

90+x13+x

+ نوشته شده در  85/11/01ساعت 22:58  توسط اپسیلون  |  11 پيام همراهی 11 پيام همراهی

با رجوع به سایت زیر میتوانید نمودار توابع مختلف را به صورت آنلاین رسم کنید. 

www.fooplot.com

+ نوشته شده در  85/10/19ساعت 9:3  توسط اپسیلون  |  2 پيام همراهی 2 پيام همراهی

مسأله ها قلب رياضيات هستند وحل مسأله ، قلب يادگيری رياضی است ؛ اين ( يادگيری رياضی ) از سودمنديهای حل مسأله است .

آیا تابه حال فکرکرده ایدسودمنديهای حل يک مسأله ازچند روش مختلف چيستند ؟

مي دانيم حل يک مسأله از چند روش متفاوت نوعی مطالعه رياضيات است و مطالعه رياضيات دستگاه ذهن را توسعه می دهد . پس حل يک مسأله با چند روش ؛  ذهن را فعال نموده و در نتيجه سبب بروز ابتکار و خلاقيت مي شود .

در ادامه دو مسأله رامی بینیدکه در پايه ها و مقاطع مختلف درسی مطرح می شوند .

اين مسأله هارا با چند روش و با ابزارهای متفاوت ، برای پايه های مختلف درسی حل کنید. 

۱)  عددn   حاصلضرب دو عدد اول است ، اگر مجموع همه مقسوم عليه هاي كوچكتر از خود آن ۱۰۰۰ باشد ،n  را بيابيد .

۲)  چگونه مي توان با استفاده از خط كش و پرگار يك پنج ضلعي منتظم رسم كرد.

 

+ نوشته شده در  85/08/08ساعت 17:5  توسط اپسیلون  |  یک پيام همراهی یک پيام همراهی

مسألـه :   روی رئوس مربعی به ضلع واحد(۱)، مرکز چهـار دايره به شعاعهای واحد قرار دارند .

       مساحت سطح مشترک اين دايره ها را محاسبه کنيد .

       این مساله را به چند روش می توانید حل کنید؟

                 

+ نوشته شده در  85/02/29ساعت 22:43  توسط اپسیلون  |  17 پيام همراهی 17 پيام همراهی

به نام او که عالم را بر اساس « حساب » و « هندسه » آفرید . آری به نام او که همه چیز دنیا را بر اساس حساب استوار کرد و بر پایه هندسه نظم بخشید .

دوست خوبم  سلام !

امیداورم روزهای زندگی ات سرشار از تلاشهای مثبت و منطق بر خط راست در جهت رسیدن به خدای یگانه باشد .

دوست خوبم !

جریان اندیشه های زلال سرزمین فکر ما را آبیاری و سر سبز می کند ، پس چه نیک است سر گذرگاه جریان اندیشه های خویش بنشینیم و از زاویه بالا آن را تماشا کنیم اگر دو ضلع زندگی« امید » و« عمل » باشد زاویه زندگی به لطف خدا همواره « منفرجه » است .

بدان که« امید » را باید به منزله مرکزی دانست که کلیه امور بشری مانند دایره پیرامون آن می چرخد و« عمل » همان تلاش های مثبت اوست که او را به مقصد می رساند .

 دوست خوبم !

اگر« حساب عمرمان » را داشته باشیم « آدم حسابی » می شویم . بنابراین از حساب امور زند گی خود غافل نشویم چرا که ذات حق دائم به کار حساب مشغول است .

دوست خوبم !

اگر چه منطق ضامن سلامت کار یک ریاضیدان است ولی منبع تغذیه او نیست نان روزانه او را مسائل مهمتر ، که موجب پیشرفت او می شوند تامین می کند .

دوست خوبم !

چه زیباست دررفتار با دیگران خوبی ها را جمع کنیم ، بدی ها را تفریق نماییم ، شادی ها را ضرب نماییم ، غم ها را تقسیم نموده ، از نفرت ها جذر بگیریم و محبت ها را به توان برسانیم .

هندسه شخصیت خود را با خطوطی منظم و راست ترسیم کنیم و فراموش نکنیم که یک انسان مسئول باید زندگی فردی اش را بر دو اصل منفی استوار کند تا زندگی اجتماعی و اقتصادی اش همواره براساس اصل مثبتی پایدار بماند : اول آنکه بیش از نیاز نخواسته باشد تا برای کسب آن خود را به خفت بیندازد دوم آنکه بیش از نیاز نداشته باشد تا برای حفظ آن در هراس بیافتد .

دوست خوبم !

در زندگی خودآزادگی پیشه کن و فراموش نکن ؛آنانکه دل به « عرض » یک صندلی بسته اند در« طول » زندگی اسیر بوده اند .

دوست خوبم !

در انتخاب دوستان و همنشینا نت دقت کن و همیشه آنان را از میان دانایان و خردمندان برگزین زیرا خردمند با خردمند سازگار است اما نادان نه با دانا سازگار است نه با نادان دیگر چونانکه خط راست بر خط راست دیگر منطبق می شود اما خط ناراست نه بر ناراست دیگر منطبق می شود نه بر راست .

دوست خوبم !

با معادله زیبای زندگی سعی بر آن داشته باش که جدولی مصفا و رسمی دل آرا در حل مختصاتx وy ها شیبی به سوی کمال بی نهایت کشیده گردد تا به مراد خود برسی .

چون هرم بلند همت و چون مخروط عالی نهمت باشيد .

نور حق و شعاع پرتو جمال محمد «ص» در کانون قلبتان همرس باد .

                                                                                 «  دوستدار تو رياضيدان  »

+ نوشته شده در  85/01/18ساعت 23:50  توسط اپسیلون  |  10 پيام همراهی 10 پيام همراهی

+ نوشته شده در  84/11/25ساعت 23:29  توسط اپسیلون  |  11 پيام همراهی 11 پيام همراهی

شرح کار

روی میزی پنج جسم قرار دهید , طوریکه تعداد حروف تشکیل دهنده اسم اجسام از 9 بیشتر نباشد و اجسام از نظر تعداد حروف یکسان هم نباشند. مانند کاغذ که چهار حرفی است و خودنویس که هفت حرفی است. سپس از حاضرین تقاضا کنید که دور از چشم شما پنج جسم در کاغذی لیست کنند بطوریکه تعداد حروفشان برابر نباشد. سپس بصورتی که شما دستور می دهید عمل نمایند.

نحوه عمل

  1. اسم یکی از پنج جسم را به دلخواه در ذهن خود انتخاب نمایند.

  2. تعداد حروف آنرا در عدد 5 ضرب کنند.

  3. به این حاصلضرب عدد 3 را اضافه کنند.

  4. حاصل جمع به دست آمده را در عدد 2 ضرب کنند.

  5. به حاصل ضرب بدست آمده رقم دلخواهی (از 1 تا 9) اضافه نمایند.

  6. نتیجه را به شما بگویند، تا شما بطور غیبی بگویید که آنها کدام جسم را انتخاب کرده‌اند و چه رقم دلخواهی رویش اضافه نموده اند.

پیش گویی غیبی

عدد نهایی گزارش شده به شما که بدون شک دو رقمی می‌باشد . از این عدد بطور ذهنی عدد 6 را کم کنید.

رقم دهگان این عدد تعداد حروف جسم مفروض و در نتیجه خود جسم را مشخص می‌کند .

رقم یکان این عدد , عدد دلخواه اضافه شده به این محاسبات را معین می‌کند .

در این کار علاوه از ریاضیات پیش گویی غیبی و شعبده بازی نیز یاد گرفته‌اید .

+ نوشته شده در  84/11/25ساعت 16:38  توسط اپسیلون  |  4 پيام همراهی 4 پيام همراهی

 http://www.ebook2u.com/web/Science/Math/Software

+ نوشته شده در  84/11/25ساعت 16:29  توسط اپسیلون  |  پيام همراهی پيام همراهی

 
|+| نوشته شده توسط گروه رياضي سازمان آ پ شهرستانهاي تهران در چهارشنبه هفتم آذر 1386 ساعت 10:0 |

شنیدنیها و دیدنیها
 
|+| نوشته شده توسط گروه رياضي سازمان آ پ شهرستانهاي تهران در چهارشنبه هفتم آذر 1386 ساعت 9:35 |

احمدك
تو کز محنت ديگران بی غمی ...

معلم چو ناگه بيامد کلاس
چو شهر فرو ريخته شد کلاس

سخنهای ناگفته در مغزها
به لب نارسيده خاموش شد

معلم ز کار مداوم مدام
غضبناک و فرسوده و خسته بود

جوان بود و در عنفوان شباب
جوانی از او رخت بربسته بود

سکوت کلاس غم آلوده را
صدای درشت معلم شکست

ز جا احمدک جست و بند دلش
از این بی خبر بانگ ناگه گسست

بیا احمدک درس دیروز بخوان
که تا ما ببینم سعدی چه گفت

ولی احمدک درس ناخوانده بود
بجز آنچه دیروز در اینجا شنفت


زبانش به لکنت بیفتاد و گفت
بنی آدم اعضای یکدیگرند
که در آفرینش ز یک گوهرند
چو عضوی به درد آورد روزگار
دگر دگر ... وای یادش نبود

 

ببين احمدك هم گرفتار شد
جهان پیش چشمش بسي  تار شد
.....................
چرا احمدک کودن بیشعور
نخواندی چنین درس آسان بگوی


معلم چنين گفت با لحن گران
مگر چیست، فرق تو با دیگران

عرق از جبین احمدک پاک کرد
خدایا چه می گوید آموز،گار

نمی داند آیا در این میان
چه فرق است بین دار و ندار ؟

به ایشان به جز مهر و خوبی، خوشی
نیازید هرگز کسی هیچ دست

 

ولي مادر من كه زودي برفت

غمش تا هميشه به جان نشست

كه من مي کنم پینه دوزی و کار
ببین دست پر پینه ام شاهد است

معلم چو کوهی ز جا کنده شد
و زآن موج وخشم و پر از کینه شد

به من چه که مادر ز کف داده ای
به من چه كه دستت پر از پینه است

رود یک نفر سوی ناظم که او
به همراه خود یک فلک آورد

نماید پر از پینه پاهای او
ز چوبی که بهر کتک آورد

به چشمان احمد کور سویی جهید
به یاد آمدش شعر سعدی و گفت :

بیبنم  کمی صبر کن
تحمل خدا را تحمل دمی

تو کز محنت دیگران بی غمی نشاید که نامت نهند آدمی
!!!!!!!!!!!

|+| نوشته شده توسط گروه رياضي سازمان آ پ شهرستانهاي تهران در چهارشنبه هفتم آذر 1386 ساعت 9:9 |